زيارتى در حرمين شريفين نموديم ، مراجعت به منزل [ نموده ] ، بعد از صرف مختصر غذايى خوابيديم .
يوم يكشنبه ، نهم ، صبح از خواب برخاستيم . بعد از صرف چايى و زيارت حرم مطهر ، مراجعت به منزل نموديم . چون بعضى از دوستان ، ظهر به ناهار تشريف مىآوردند منزل ما ، لذا منزل ماندم إلى عصر . عصر بيرون رفتم ؛ بعد از زيارت در حرمين ، شب را مراجعت به منزل نمودم .
يوم دوشنبه ، دهم ، صبح را از خواب برخاستم . بعد از صرف چايى ، رفتم به اتفاق آقاى داداش منزل حاج تقى نامى از اهل كربلا ، روضه . آقاى حاج سيد حسن استرآبادى هم در آنجا مىخواندند با آقازاده خودشان .
بعد از تفريق مجلس روضه ، به اتفاق آقاى حاج سيد حسن رفتيم به قونسولگرى ايران ، از جهت ترتيب تذكره ؛ چون در جدّه ندادم تذكر [ ه ] هاى خودمان را امضاء نمايد قونسول ، به تفصيلى كه در چند ورق قبل نوشتم ؛ لذا چون در اينجا از جهت تفتيش لازم بود كه در سرحدّ [ 179 ] مباد [ ا ] ايراد نمايند .
بعد از رؤيت قونسول تذكره را ، اظهار داشت كه عيبى ندارد و خودم هم دو روز مانده به حركت خودتان ، بياوريد امضاء نمايم .
[ گشتى به سمت راه بغداد و گزارش مشاهدات ]
بعد از صرف قهوه آمديم منزل . بعد از صرف ناهار ، قدرى استراحت نمودم . عصر را به اتفاق و آقاى داداش رفتيم به گردش به سمت راه بغداد . و خيابانى كه از سمت بغداد مىآيد ، آبپاشى نموده بودند و اداره نظميه هم در آن خيابان بود . رفتيم همينطور إلى نهر حسينى كه از شهر خارج است و چند قهوهخانه هم در لب نهر بود . رفتيم إلى پل كه بر سر نهر بستهاند و از سمت بغداد كه عابرين مىآيند از اين پل