هرچند قدمى ، اعراب دور آقا را مىگرفتند مسأله مىپرسيدند ، دست آقا را مىبوسيدند .
[ وادىالسلام ، بر سر مزار حاج آقا ]
بارى ، ما هم آمديم بعد از صرف ناهار خوابيديم . از خواب بيدار شديم ، چايى صرف نموديم . حاج محمد ملازم هم آمد از كربلا . بعد از صرف چايى ، عصر رفتيم به وادىالسلام نجف ، فاتحه نثار روح مرحوم حاج آقا نموديم ، مراجعت كرديم ، رفتيم به حرم . بعد از زيارت ، رفتيم به منزل . بعد از صرف غذا خوابيديم ، ولى امشب هوا گرم است .
يوم يكشنبه ، بيست و چهارم شهر محرم ، صبح از خواب برخاستيم . بعد از صرف چايى بيرون رفتم به زيارت . بارى ، إلى شب به ترتيب همهروزه گذرانديم و يوم « 1 » دوشنبه ، بيست [ و ] پنجم را به ترتيب روز سابق تمام نمودم .
يوم سهشنبه ، بيست [ و ] ششم ، صبح از خواب برخاستيم ، بعد از صرف چايى و زيارت ، عازم بوديم كه برويم به مسجد كوفه . آقا سيد مرتضى ، پسر مرحوم حجة الاسلام آقاى آقا ميرزا [ 170 ] كه يكى از فاميل « 2 » است ، به اتفاق اخوى خودشان آمدند منزل ما و اين آقا سيد مرتضى ، تقريباً پنج سال بود كه از قزوين رفته بود به سياحت ايران و اغلبِ ايران را سياحت نموده است .
[ عزيمت به كوفه ]
بارى ، بعد از رفتن ايشان ، به اتفاق آقاى داداش و جميع همراهان رفتيم بيرون شهر كه از آنجا توسط واقون حركت به كوفه نماييم و از نجف إلى كوفه ، تقريباً يك
هامش
( 1 ) . نسخه : + يوم .
( 2 ) . نسخه : فاميلى .