و خود زمين مسجدالحرام را در ميان طاقهاى او را با سنگ سياه فرش نمودهاند و وسط مقام ابراهيم را هم با سنگ سياه فرش نمودهاند . از قرار معلوم مرحوم حجة الاسلام سيد مرتضى علم الهدى كه مسجدالحرام را تعمير نموده ، او به اين سنگها فرش نموده از جهت سجده ؛ چون تتمه دور خود كعبه با سنگ مرمر فرش است و سجده نمودن در نماز به سنگ معدنى صحيح نيست ، اين سنگها را فرش نموده از جهت جماعت شيعه ؛ چون مهر به واسطه جماعت اهل سنّت نمىتوانند شيعىها بگذارند سجده كنند ؛ اين است كه سيد مرحوم در واقع خيلى زحمات از براى جماعت شيعه كشيده ، ولى الحمد لله از زمان مشروطه به بعد ، جماعت شيعه [ 139 ] فىالجمله آزاد شدهاند . [ با ] دست باز [ و ] علنى در مسجدالحرام نماز مىكنند ، ولى در مسجدالحرام از حيث مهر گذاردن فىالجمله احتياط مىنمايند ، و لكن در غير از مسجد ، مهر هم مىگذارند [ و ] نماز مىكنند .
[ هنگام وداع با سرزمين وحى ]
بارى ، بعدازظهر ، سه ساعت به غروب مانده ، رفتيم به حرم طواف وداعى نموديم ، مراجعت به منزل نمودم . كجاوههاى ما را بسته بودند ، سوار شديم .
حاج محمد ملازم رفت طواف وداع نمايد كه در بين راه ، جلوى درب مسجد به ما برسد . او رفت [ و ] ما حركت كرديم ، ولى از راه مسجد كجاوههاى ما [ را ] نبردند ؛ از جلوى عمارات دولتى شريف آمديم . كربلائى محمد ملازم ما را گم نمود إلى دو ساعت ، كه سه ساعت از شب گذشته [ بود ] كه از شهر خارج شديم .
چون حجّاج خيلى حركت كردند ، [ در ] كوچهها و خيابان عبور ممكن نبود . هرچند قدمى كه كجاوهها را مىكشيدند ، باز نگه مىداشتند از كثرت شتر و كجاوه و شكاف .
بارى ، به هزار زحمت تقريباً سه ساعت از شب گذشته ، از شهر خارج شديم . دو -