تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه عتبات ( هند و حج ) ( فارسى ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
بارى ، بيرون آمديم از شهر و طريق ما هم كوه است در اطراف و جنبين جاده . همه جا آمديم تا اين‌كه دو ساعت از شب گذشته ، رسيديم به منى . و يك فرسنگ پيموديم . اوّل حدود منى كه داخل خاك منى مىشويم ، در دست چپ جاده در بغل كوه ، عمارت مختصرى ساخته‌اند ، علامت حدود منى است . از او كه عبور كرديم ، عمارات عاليه بسيارى خيلى قشنگ ، به طرز عمارات خود مكّه ساخته‌اند از جهت حجّاج و سكنه اهالى خود منى . و در تحت عمارات ، تمام دكاكين عمارتى و حصيرى و چادرى است كه اهالى جدّه و مكه ، متاع خود را آورده ، به فروش مىرسانند . و در وسط اين عمارات ، يك خيابان خوبى شده است و عقبات كه رمى مىنمايند ، در وسط اين خيابان است ، به فاصله زيادى از يكديگر . و چراغ‌هاى [ 119 ] متعدد از گاز و غيره در جلوى دكاكين گذارده بودند . بارى ، از عمارات كه خارج شديم ، دره وسيع شده . چادرهاى حجّاج را زده بودند و حمله‌دارها به هم‌چشمى يكديگر چراغ‌هاى زيادى هركدام در محوطه خودشان كه از جهت حجّاج خود تهيه نموده بودند ، زده بودند از گاز و غيره كه بيچاره حجّاج را گول بدهند .

[ ورود محمل عايشه با ساز و موزيك از مصر ]

پياده شديم . بعد از صرف چايى و ساعتى بعد ، از دور « 1 » صداى موزيك و ساز بلند شد از سمت مكّه . رفتيم جلوى جاده ، ديديم محمل مصرى را مىآورند . در جلوى او يك دسته موزكچى مىزدند و در اطراف او دو عرّاده توپ كه به قاطر بسته بودند و اطراف خود محمل را تفنگچى زيادى از پياده و قليلى از سواره گرفته بودند . و اين محمل ، محملى است كه عايشه مىگويند بر او نشسته است و چيزى مثل اطاق كوچك مربّع مستطيلى و چهارگوشه او مع بالاى قُبه او كه سقف او است ، طلا گرفته
هامش
( 1 ) . عبارت نسخه : ورد .