تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه عتبات ( هند و حج ) ( فارسى ) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
گفتيم : اظهار به كسى ننما ، باشد - ان شاء الله - تا مكّه ، ولى آقاى آقا سيد حسن ، كسى را فرستاد كه در ميان حجّاج دوران نمايد ، پول جمع نمايد از جهت سه نفر : يكى همين شخص خراسانى كه تمام پولش كه ششصد روپيه بوده ، برده بودند ؛ يكى جهت حاجّ شيخ عباسعلى نجفى كه در منزلِ اول خروج از مدينه ، او را سارقين لخت نموده بودند ؛ يكى جهت اخوىزاده مرحوم حجة الاسلام ، آقاى آقا سيد محمد كاظم يزدى كه سيد فقيرى است . بارى ، يكصد [ و ] شش روپيه هم از جهت آن‌ها جمع شد . مجدّداً از جهت يك نفر خراسانى كه سارقين ، اموال او را برده بودند ، دوران زدند ، بيست [ و ] هشت روپيه ديگر جمع نمودند . عصر دوشنبه ، بيست [ و ] هشتم ، تقريباً سه ساعت به غروب مانده ، حركت كرديم ، آمديم از بئار ابن حسانى . [ 108 ] امشب هم الحمد لله دزد و سارقين نبودند و در تمام قافله هم پنجاه - شصت مشعل روشن است .

[ بئر شيخ و مستوره ، دو منزل ديگر ]

بارى ، ساعت چهار الا كسرى از شب گذشته ، رسيديم منزل بئر شيخ ؛ بعد از راحت شدن ، خوابيديم . صبح يوم سه شنبه ، بيست [ و ] نهم شهر ذىالقعده از خواب برخاستيم . هنوز چايى صرف ننموده بوديم [ كه ] قافله حجّاج هندىها كه يك روز بعد از ما ، يوم جمعه از مدينه حركت نموده بودند ، رسيدند ؛ نزد قافله ما منزل نمودند . و يك نفر هم از آن‌ها مرده بود ؛ غسل دادند ، دفن نمودند . تقريباً چهار ساعت به غروب مانده ، به اتفاق هندىها حركت نموديم . شب را إلى ساعت هشت از شب گذشته در سير بوديم . ساعت هشت ، به منزل مستوره رسيديم ، خوابيديم إلى صبح .