بارى ، به زحمت زياد وارد منزل شديم ، به يك حالت پريشانى . و چند نفر ديگر را اسباب زحمتشان شده بودند و زخم زده بودند و از قرار تقرير ، إلى دو - سه منزل ديگر راه شلوغ « 1 » است و دزد زيادى دارد . و امروز هفت فرسنگ پيموديم .
يوم جمعه بيست [ و ] پنجم ذىالقعده ، تقريباً پنج ساعت به غروب مانده ، از منزل بئر ماشيه حركت كرديم . مسافت قليلى كه طى نموديم ، يكمرتبه از كوهى كه روبهرو بود ، صداى شليك تفنگ بلند شد . اعراب حربى بودند ، پول مىخواستند . تقريباً يك ساعت [ و ] نيم در ميان آفتاب با سر برهنه ، تمام حجّاج ايستادند تا اينكه مقوّمين و حملهدارها رفتند ، پولى كه مىخواستند دادند ، بعد حركت كرديم ، ولى به سمت جاده فرع ، قافله را بردند كه از آنجا بروند .
[ ادامه مسير باز هم از غائر ]
مقدار قليلى كه طى مسافت نمودند ، دومرتبه از براى مقوّمين تجديد رأى حاصل شد ؛ بنا شد كه باز هم از راه غاير [ 102 ] بروند . سر شترها را برگردانيدند به سمت راه غاير ؛ چون از اين منزل ، راه دو تا مىشود : يكى به سمت غاير و يكى به سمت فرع مىرود ، و راه غاير در بين راه سلطانى و فرع واقع است .
بارى ، به سمت غاير روانه شديم . مغرب شد ، رسيديم به رشتهكوهى كه بايست از ميان آن كوهها عبور نماييم . همين كه وارد در ميان كوهها شديم و طرفين جادّه هم كوه است كه ما بايد از ميان درّه عبور نماييم ، يكمرتبه صداى برّه برّه عكّامها و حملهدارها بلند شد و سارقين زيادى از اطراف به قافله هجوم آوردند .
متصل صداى برّه برّه از جلو و عقب و طرفين قافله بلند بود و تقريباً إلى صبح ،
هامش
( 1 ) . نسخه : شلوق .