در مسير مكه و انجام اعمال حج
[ بازگشت از راه غائر ]
بارى ، عصر را قرب چهار ساعت به غروب مانده ، شتر آوردند كه حركت كنيم ، إلى دو ساعت به غروب مانده ، معطّل و سرگردان شديم . دو ساعت به غروب مانده سوار شديم إلى در دروازه شهر .
تقريباً در دو - سه نقطه [ 100 ] ما را نگه داشتند و حجّاج را شماره نمودند . هر نفرى ربع مجيدى كه به حساب پول ايران ، دو قِران باشد ، گرفتند ؛ از شهر خارج شديم ، ولى نه از راه سلطانى كه آمده بوديم ؛ از راه غائر « 1 » آمديم . اين راه غائر سختتر است ، ولى اعراب حربى او از قرار تقرير ، بهتر است و كمتر هستند .
بارى ، كه از دروازه شهر خارج شديم ، تقريباً قريب نيمفرسنگ راه را از ميان باغات
هامش
( 1 ) . در حديث قافلهها ص 202 چنين آمده است : « مسافرين را تماماً پياده كردند و شترها را در يك قطار رديف نمودند . اين كوه موسوم به « جبلغاير » است و به همين مناسبت اين راه از مكه به مدينه را « طريق غاير » مىگويند . معابر كوه غاير نهفقط تنگ و پست و بلند و پيچ در پيچ است بلكه آنقدر سنگلاخ و پرتگاه دارد و آنقدر طولانى است كه جان مسافر را بهلب مىرساند . تا صبح ما و تمام مسافرين پياده مىرفتيم و در هر قدمى شترهاى افتاده و نيمهجان و يا تلفشده در كنار راه مىديديم . . . » .