[ رسيدن به بئر درويش پس از چهار روز ]
غرض ، إلى صبح يكشنبه ، بيستم كه به منزل بئر درويش « 1 » رسيديم ، پنج - شش جا هم پول گرفتند .
از آن منزلى كه اسم او وُطِر بود إلى اينجا ، يك منزل بود . چهار روزه آمديم كه سه روز لنگ ما در اين بينها شد و متجاوز از ده نقطه پول گرفتند با آن نقطه كه سه روز سرگردان شديم ، با آن تفصيل زياد . و از منزل وُطِر إلى اين منزل بئر درويش ، هفت فرسنگ طى مسافت نمودهايم . الحمد لله راحت شديم . در واقع اين منزل ، آتش بود از براى حجّاج و از ميان آتش عبور نمودند .
[ 93 ] يوم يكشنبه ، بيستم ، تقريباً سه ساعت به غروب مانده ، از منزل بئر درويش حركت كرديم و قدرى هم ليره از ميان حجّاج جمع نمودند از جهت يك عشيره از اعراب كه در بين راه هستند .
همه جا آمديم ، تقريباً نيمساعت به غروب مانده ، رسيديم به كوهى كه طرفين جاده كوه بود و جاده از بين دو كوه مىگذشت ؛ يكمرتبه صداى تفنگ از بالاى كوه بلند شد . قافله ايستاد ؛ پول مىخواستند .
إلى نيمساعت از شب گذشته ، سرگردان شديم . قدرى پول دادند ، خلاص شديم ، راه افتاديم . تقريباً يك ساعت و نيم از شب گذشته ، يك مرتبه از بالاى كوهى صداى شليك بلند شد ؛ قافله ايستادند . بعد از مدتى ديدم يك قافله از سمت مدينه مىآيد ،
هامش
( 1 ) . امروز چهارشنبه بيست و نهم محرم ، مطابق « بيست و دوم ميزان » ، اول طليعه فجر به منزل رسيده ، پياده شديم . اين منزلگاه موسوم به « بئر درويش » است ، به مناسبت چاهى كه در اينجاست ، و كفايت از شرب و مصارف تمام قافله مىنمايد . علائم و آثار آبادانى ديده نشد . هوا نسبت به هواى « مدينه » خنكتر بود . ( نقل از داستان باريافتگان ، ص 213 ) ؛ در اين محل قبايل « احامده » و « رِحَله » ( به كسر راء و فتح حاء ) زندگى مىكنند . ( به نقل از سفرنامه حجاز : محمد لبيب بتنونى مصرى ، ترجمه هادى انصارى ، ص 340 ) .