ولى خيلى [ به ] سرعت ؛ چون شب تاريك بود ، نمىشناختيم . از هركسى مىپرسيديم شما اهل كجا هستيد ، مراجعت از مدينه مىنماييد ، هيچكس جواب نمىداد .
بعد شخصى گفت : قافله خودمان است ، برمىگردند . در جلو ، اعراب حربى راه گرفتند ، فرار مىنمايند . قافله بعد ، شترهاى ما را هم مراجعت دادند ، ولى به چه حال !
خيلى سرعت قافله درهم ريختند ؛ شلوغ « 1 » شد و چنان همهمه در ميان قافله پيچيد كه حدّ وصف ندارد . خيلى سرعت مىرانند شترها را . زنها گريه مىنمايند . بعضى هم از بالاى شتر خود را به زير انداختند ، فرار نمودند ؛ چون مىترسيدند اعراب بريزند از دنبال ، قافله را چپاول نمايند و گلوله بزنند .
[ 94 ] و خودم هم كفشهاى خودم را در ميان كجاوه پوشيدم و خيلى مواظب خودم بودم . مستعدّ اين شدم كه هر وقت اعراب ريختند ، فوراً خودم را از كجاوه بيندازم ، فرار نمايم . بارى ، به همان حال پريشان ، مقدارى كه طى مسافت نمودند ، بعد قافله ايستاد و بعد از اندكى توقف ، اعراب حربى رسيدند ؛ با مقوّم ما بد گفتند كه چرا مراجعت نموديد ؟ ما كارى با شما نداريم ؛ قدرى پول مىخواهيم .
بارى ، زبان الكن است در وضع و ترتيبات كه چه بر سر ما آمده ، بگويم و بنويسم ! بعد از گرفتن پول ، مراجعت نموديم . بارى ، إلى صبح ، چند دفعه ديگر از ما در بين راه پول گرفتند و تفنگ انداختند .
[ مسجد شجره و ختم شرّ زورگيران ]
صبح ، تقريباً دو ساعت از آفتاب كه شد ، يوم دوشنبه بيست [ و ] يكم رسيديم به مسجد شجره « 2 » كه در سمت دست راست جاده واقع است و قدرى هم اشجار و سبزى
هامش
( 1 ) . متن نسخه : شلوق . البته در تمام متن ، به همين شكل نگاشته شده كه اصلاح گرديده است .
( 2 ) . فاكهى آورده است : از جمله مساجدى كه نماز خواندن در آنها مستحب است و از آثار رسول خدا ( ص )