بعد از مدتى ، آنها را هم رضا نمودند ، حركت كرديم ؛ ولى امروز طريق ما ، تمام از ميان كوهها است و ما از وسط كوهها راه مىرويم ، ولى از پريروز ، از ميان كوهها سربالا مىآمديم ، امروز تمام راهها را سراشيب مىرويم . ولى كوهها اينجا بر خلاف كوههاى ايران است . درّه هيچ ندارد ؛ بين كوهها هرقدر كه مسافت است ، زمين مسطّح است و كوههايش هم از كوههاى ايران كوچكتر است و لكن كوههاى زيادى است وصل به يكديگر و تمام از سنگ است ، ولى قطره [ اى ] آب چشمه از اين كوهها جارى نيست . بيابان و كوهستان گرم بىآبى است . بارى ، شب را ساعت چهار ، به منزل رسيديم . بعد از صرف چايى خوابيديم .
[ شمّهاى در شقاوت اخوه بگيران در مسير وَطر ]
مجدّداً صبح از خواب برخاستيم . عده [ اى ] از اعراب آمدند از جهت پول اخوه . در واقع انسان كه به اينها نگاه مىكند ، يك نوع از حيوان مخصوص ملاحظه مىنمايد . اشخاص لاغر و سياه و باريك ، ولى در شقاوت و خباثت ، در تمام عالم نظير ندارند . اسمى دارند كه مسلماناند ، « 1 » ولى اسلامى است كه فقط اسم است [ و ] رسميت ندارد . آدم كشتن نزد اينها ، به قدر كشتن يك گوسفند ، اهميت بيشتر ندارد ؛ بلكه كشتن خصوص [ 85 ] طايفه شيعى را بر خود لازم مىدانند .
و آب اين منزل ، با وجودى كه دو سه چاه آب دارد ، بسيار كم است . گرچه تمام منازل آب از چاه مىكشيدند ، ولى نسبتاً از اينجا بيشتر است و تقريباً چهار فرسنگ مسافت اين منزل بود و اسم اين منزل وَطَر است . شب را خوابيديم .
يوم چهارشنبه ، شانزدهم شهر ذىالقعده ، صبح از خواب برخاستيم . بعد از صرف
هامش
( 1 ) . متن نسخه / + و .