گرفتند و بعد كه منزل رسيديم ، بعد از فىالجمله توقفى ، خوابيديم . و اسم اين منزل ، شُفَيه « 1 » است و تقريباً چهار فرسنگ [ و ] نيم طى مسافت نموديم . صبح از خواب برخاستيم ؛ خواستند اول آفتاب حركت نمايند ، مجدداً گفتند : بعدازظهر حركت مىنماييم .
و نقداً در اين منزل عده ديگر از اعراب حربى آمدهاند ، مطالبه هر نفرى پنج مجيدى پول اخوه مىنمايند و هنوز مشغول گفتوگو هستند .
يوم سهشنبه ، پانزدهم شهر ذىالقعده ، تقريباً شش ساعت به غروب مانده ، حركت كرديم و محل منزل ما طورى بود كه چهار اطراف كوه بود و يك راه باريك مختصرى داشت و بايستى عبور از آن نقطه بشود و خواستيم كه عبور نماييم .
اعراب حربى در آنجا حاضر بودند ؛ حجّاج را يك يك مىشمردند و پول اخوه را هم كم [ و ] زياد نموده ، گرفتند و تقريباً بيست [ و ] پنج نفر از اعراب حربى تفنگدار ، همراه ما آمدند كه از قرار تقرير مىآيند كه ما را از حدود خاك خودشان ردّ نمايند . مقدار مختصرى كه راه آمديم ، عده [ اى ] از اعراب ديگر آمدند ، مطالبه اخوه نمودند . آنها هم گرفتند .
مقدارى هم كه طى مسافت نموديم ، يك مرتبه از كوهى كه در روبهروى ما واقع بود ، صداى شليك تفنگ بلند شد ؛ چند تير رها نمودند . بعد از ساعتى ، مجدّداً مشغول شدند تا اينكه مقوّمين و حملهدارها [ 84 ] كه در عقب بودند ، توسط شتر ذلول كه شترى است [ كه ] سرعت سير او از ساير شترهاى ديگر به درجات بيشتر است ، راندند در جلوى قافله .
هامش
( 1 ) . نقل از فرهنگ اعلام جغرافيايى . تاريخى در حديث و سيره پيامبر ( ص ) ص 24 : امروزه ميان مسافران و بوميان به نام « شفيه » مصغر « شفه » معروف است . بلادى محل آن را در 34 كيلومترى بعد از مسيجيد تعيين كرده است . مسيجيد در راه شوسه مدينه به بدر قرار دارد .