ولى هوا دو سه روزى است به واسطه آمدن باران قدرى تفاوت نموده ، بهتر شده است ، كه از قرار معلوم ، بيست روز به تابستان مانده ، موقع باران آمدن هندوستان است و موقع برصات دريا مىباشد . ولى - الحمد لله - حال آقاى داداش و متعلقه ايشان فى الجمله بهبودى حاصل گشته و خودم هم مبتلا به پيچ معده شدهام ، بهواسطه كثرت خوردن سكنجبين و آب يخ ؛ ولى حكيم دوا داده است - انشاءالله - اميد است بهبودى حاصل شود .
و در سابق و چند صفحه قبل نوشتهام كه شماره اتومبل اين شهر به ده هزار مىرسد ؛ يعنى از قرار تقرير اهالى ، و ليكن خودم يك اتومبل نمره بيستوچهار هزار [ و ] چهارصد [ و ] چهل [ و ] هشت خواندم ؛ نمىدانم مطلب [ چه ] چيز است ؛ نمره اتومبيل شهرى است ، يا اينكه نمره ديگرى است ؟ ! يعنى از بزرگى و كثرت جمعيت اين شهر مستبعد نيست كه اين مقدارها اتومبيل داشته باشد .
غرض ، يوم يكشنبه ، هفتم شهر شوال ، صبح رفتيم كه حركت نماييم طرف كشتى ؛ پليسهاى جلوى مسافرخانه مانع شدند و چون سه روز به حركت مانده ، بهواسطه [ 59 ] ناخوشى آقاى داداش و گرمى منزل ، از مسافرخانه اولى نقل مكان كرديم به مسافرخانه معروف به « وارى بندر » كه به بندرگاه كشتى نزديكتر بود و يك نفر از اهل سنت ساخته است و خيلى قشنگ و بزرگ است و دو نفر پليس ، هميشه در جلوى درب مسافرخانه قراول ايستادهاند و همه چيز اين مسافرخانه تحت قاعده مىباشد .
سفرنامه عتبات ( هند و حج ) ( فارسى ) — صفحة 129
مساهمون: محمد تقوى قزوينى
ص١٢٩