و اين هوا همينطور كثيف است تا إلى اول تابستان كه باران مىآيد كه اين سه ماه تابستان را قدرى هوا بهتر مىشود .
بارى ، بعضى از روزها كه مىروم گردش ، سياحت ، مخصوص از ترتيب خود اهالى مىشود ؛ از عروسى آنها و عزاى آنها . مِن جمله در جلوى منزل ما عروسى بود كه داماد را با عروس ، هر دو را زينت نموده و هندوها هر دو را دوش گرفته و موزيك مخصوص خودشان را در جلوى آنها مىزدند و شخصى در جلوى آنها شمشيرى در دست گرفته ، متصل حركت مىداد و به دور سر خود مىگردانيد و شخصى ديگر دو سيم در دست گرفته و سر آنها را مشعل نموده ، آتش زده بودند و به دور سر خود مىگردانيد .
از عجايبات بمبئى ، با وجود اين كثافت هوا و كثافت خود اهالى ، كيك « 1 » و پشه و شپش ندارد ! عجيبتر آنكه يك مرغى حمله به يك سگى نمود و سگ فرار نمود .
بارى ، در چند نقطه از ميان شهر ، شمندفر عبور مىنمايد و در چند نقطه پلى بستهاند و از زير خيابان عبور مىنمايد . در دور شهر همه جا خط شمندفر سير مىنمايد ؛ از جهت خود مسافرت اهالى از بالاى شهر به پايين شهر و هم از جهت ساير بلاد .
[ 58 ] بارى از جهت بليط كشتى اولًا ما را بردند به مسافرخانه ديگرى ؛ سه آبله « 2 » به هركسى در بازوى چپ او كوبيدند ، نوشته دادند . آن نوشته را دلّال برد [ و ] بليط كشتى آورد و يوم ششم شهر شوال احمال و اثقال را خر نمودند « 3 » ، برديم به كشتى كه - انشاءالله - يوم يكشنبه ، هفتم برويم در كشتى از جهت حركت به جدّه .
هامش
( 1 ) . كَك .
( 2 ) . آبله كوبى / تلقيح مايه آبله به بدن براى جلوگيرى از ابتلا به بيمارى آبله . ( فرهنگ عميد )
( 3 ) . بار كردند .