تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دو سفرنامه حج سفرنامه ( حج ابوالقاسم مرجاني آئين كلائى و تفصيل سفر مكه معظمه ميرزا محمود خان مدير الدوله ) ( فارسى ) — صفحة 84

مساهمون:

ص٨٤
چنان كشتى ، سالم بيرون رود كما آن كه در مراجعت از بصره به موجب خبر تلگرافى . . . انقلابى غرق آن درياى عظيم شد . بارى در روز چهاردهم جلوس ما كشتى رسيد محاذات بندر عباس كه متعلق به ايران ما بود و از دور تماشا كرديم . از آنجا هم بدون وقوف و معطلى گذشت تا آن كه رسيد به جبل السلامه كه عبارت از دو قطعه كوه سنگ در وسط دريا و معبر منحصر [ 60 ] به وسط آنها و آن كوهها را به مناسبت آن كه هر كشتى كه از طرف جده تا به آنجا خود را رسانيده عادتاً از خطرات غرق و كسر محفوظ مىنمايد ، لذا آن كوهها را جبل السلامه مىگفتند . اين بود كه در آن نقطه ، احساس فرح و خرسندى زيادى در اجزاء كشتى شد . فرداى آن روز كه يوم ششم محرم بود ، كشتى رسيد به بندرگاه لنگه كه شهر بسيار ظريفى واقعه در طرف جنوبى دريا ، مردم آن تماماً شيعى مذهب و فارسى زبان . شهرش از مضافات فارس ، متعلق به ايران ، قرب يك صد نفر حاج براى آنجا از كشتى خارج شدند . عادتاً از لنگه ، غالب لوازم و ضروريات معايشه حاج را وارد مىساختند ، ولى در آن كه اوقات از بابت اشتغال به عزادارى سرور شهيدان ، كسى از اهل شهر اقدام به فروش چيزى نكرد . وقت عصرى كشتى از آنجا حركت نمود . پس در روز شانزدهم جلوس ما كه شنبه هشتم محرم باشد كشتى رسيد محاذات زبير كه يك قصبهء ظريفى از دور به نظر مىآمد و متعلق به دولت عثمانى بود و خيلى از حاج عرب در اينجا خارج شدند . اين زمان از بابت تمام شدن ملزومات و نرسيدن بَدَل ما يتحلّل