تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دو سفرنامه حج سفرنامه ( حج ابوالقاسم مرجاني آئين كلائى و تفصيل سفر مكه معظمه ميرزا محمود خان مدير الدوله ) ( فارسى ) — صفحة 81

مساهمون:

ص٨١
از راه اسلامبول معاودت نمايند . من بنده با دو نفر ديگر جداً مهياى عتبات عاليات شديم . توفيق رفيق با فئه قليله گرديد . به مفاد
كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً
حقير بدون ترديد بليت كشتى بصره را از براى خود [ و ] دو نفر ديگر از قرار هر نفرى شش ليره از جدّه تا بصره مأخوذ داشتم . رفقاى ديگر نيز بعد از مشاهدهء اين تصميم ايشان نيز همّت نمودند مهياى راه بصره گرديدند تا اتحاد ماها محكم شدند دو فروند كشتى از حاج پر شد و حركت نمود . لاجرم ما در كشتى سيم « بدرى » نام محمول شديم . پس در روز جمعه بيست و دوم از عنايت ازلى به عزم زيارت قُباب طاهرات ائمهء عراق - عليهم السلام - از منزل به نيم مجيدى كرايه ، خود را به كشتى رسانديم . اما وقت خروج از شهر به بهانه تعداد رؤوس و ديدن طبيب دولتى ما را در يك سراى ضيقى معطل نموده قرب سه ساعت چنان فشارى خورديم كه نزديك شد تلف شويم . بارى بعد از ورود به كشتى پوسيده از حال افتاده عرب كه به كلّى مندرس و روى به انهدام آن هم در يك مكانى منزل نموديم كه متصل به آتش خانه و در خفگى و گرمى معاينه گرمخانه حمام هاى داغ شهر كه جاى تنفّس ممكن نبود محمول كشتى منحصر به حاج قرب سه هزار جماعت ولى تلافى بدى مكان و گرمى هوا [ 58 ] را مهربانى و خوشرفتارى و مسلمانى اجزاء كشتى كه چهار كاپيتان داشت نمودند . هر ساعت سرپرستى و احوال پرسى از آحاد حاج و روزى چند مرتبه طبقات كشتى را تنظيف و تبخير ادويهء معطّره مُزيل عفونات مىنمودند . طبيب جوان حاذق مسيحى دمى هم داشت كه فى