تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دو سفرنامه حج سفرنامه ( حج ابوالقاسم مرجاني آئين كلائى و تفصيل سفر مكه معظمه ميرزا محمود خان مدير الدوله ) ( فارسى ) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
اجمعين - و زيارت مكهء معظّمه در نظر نبود و نمىباشد ، پياده نشده . اين افراد به خاطرم آمد : گفت معشوقى به عاشق كى فتى تو به غربت ديده‌اى چون شهرها پس كدامين شهر زانها خوشتر است گفت آن شهرى كه در وى دلبر است ان شاء الله خداوند تفضّل فرمايد و توفيق بدهد كه آن فيوضات عظما درك بشود . ديدن اين شهرهاى دنيوى چه فايده بر آن مترتب خواهد بود . به اين جهت ابداً ميل به پياده شدن هم ننمودم . از ازمير باقلاى تازه آورده بودند . دو حقه ابتياع شد ، از قرار حقه شهر از او پانصد دينار . چون درين فصل زمستان باقلاى تازه ، تازگى داشت . يك ساعت به غروب مانده شب جمعه از مقابل ازمير حركت نموده ، صبح جمعه دو ساعت از آفتاب گذشته به يكى از شهر يونان كه مسمّى به بريه بود ، كشتى رسيده ، محاذى آن كشتى ايستاده ، بعد از نيم ساعت صداى چند عدد شليك توپ [ شنيده ] شد . استفسار نمودم . گفتند : زن پادشاه يونان به اينجا تازه با كشتى آمده بود . جهت تشريفات ورود او شليك نمودند . شهر بسيار قشنگ خوبى به نظر آمد . مجموعاً از اسلامبول به اسكندريه چهار شب و پنج روز [ 8 ] بر روى آب بوديم . چهار - پنج ساعت قبل از پياده شدن از كشتى ، دريا تلاطمى نمود . اما الحمد لله زود ساكت شد . جناب مجد الدوله رفتند به ميهمانخانهء ارامنه ، و لكن من به واسطهء آن كه ميهمانخانه‌ها خيلى نجس بود ، از بابت آنكه خدمتكار مسلمان ابداً به هم نمىرسيد و مىبايست الجاءً غذاى آنها خورده ، به اين جهت در خانهء مسلمانى به روزى چهار تومان كرايه نموده رفتم .