معلّم خانه اسلامبول و امتحان آنها دعوت به معلم خانه نموده بودند ، به مدرسه رفته ، حقيقتاً متعلّمين خيلى خوب امتحان دادند . . . « 1 » فارسى و درس عربى و زبان فرانسه و جغرافيا مىخوانند و چند نفرى هم از شاگردانكه يتيم و بىبضاعت هستند ، آنها هم چند نفر به نجارى وچندى خياطى و چند نفر بهكفشدوزى مشغول بودندكه چيزى نميگذرد هريك استاد كامل خواهند بودكه ازحرفه خودشان گذرانشان بهنحو اكمل ميگذرد . بنده و جناب مجدالدوله ، هر يك پنجاه تومان به جهت اعانهء شاگردهاى مدرسه نقد داديم و مراجعت نموديم .
[ 9 شوال : حركت به طرف اسكندريه ]
نهم شهر شوال از اسلامبول با كشتى پستى حركت نموده به طرف اسكندريه . زمان حركت تلگرافى به جناب اجل مشير السلطنه نمودم كه بدانند از اسلامبول حركت نموديم .
يك روز قبل از حركت به جهتِ رفتن ، در مجلس عمومى سفارت كه قرب چهار صد نفر مدعوّ دعوت نموده بودند ، حاضر و بعد رفتيم به صرف خوراكى . « 2 » استكان شربت آبليمويى داده ، خورده شد . شب تبى عارضگرديد ، با خوردن كنه كنه و امساك فى الجمله عرق نموده ، بهتر شده ، شكر حضرت ربّ العزّهء به تقديم آمد .
صبح چهارشنبه ، نهم شوال كه بناى حركت كشتى بود ، به دعوت جناب سفير به سفارتخانه رفته با ايشان الى لب دريا آمدم . طرّاده كه
هامش
( 1 ) . به اندازه يك كلمه سفيد .
( 2 ) . خوراكى حدسى است . شايد : فواكه