[ اسكندريه ]
در اين شهرِ اسكندريه نخل خرما به عمل آمده ، از شدّت پشه هيچ خواب و راحت ممكن نشد . در اسكندريه قبر منوّر جابر بن عبدالله انصارى - عليه الرحمه - در نيم فرسخى خود شهر اسكندريه واقع است . گنبد و بارگاهى و مسجدى ؛ خديو قديم مصر كه پدر اين خديو باشد ساخته و بنا نموده . به راهنمايى مشهدى محمدعلى تاجر رشتى به كالسكه نشسته به زيارت آن بزرگوار رفتم .
اسكندريه شهر معتبرى است . عمارات و ابنيهء عاليه بسيار دارد . بندر بزرگى مىباشد . كشتيهاى متعدد به اينجا مىآيد و از چهار هزار كالسكه و درشكه بيشتر شبانه روز در آن حركت مى نمايد . خيابان متعدد نظيف دارد كه اغلب با سنگ تراشيده ومابقى شوسه مىباشد . از حيثيت پاكى و تميزى به اسلامبول ترجيح دارد . ساخلو آن از سرباز و پليس انگليس است . سكنه آن با آنكه انگليس و غيره است ، هر يك به زبان خودشان تكلم مىنمايند ، ولى اهالى خود اسكندريه به زبان عربى حرف مىزنند . واگون و باركشهاى بسيار على الاتصال از صبح الى هشت ساعت از شب گذشته در حركت هستند .
جناب مجدالدوله يك روز بعد از ورود آمدند ، با بنده وداع نموده ، چهار - پنج روزه به مصر رفتند كه در سوئيس [ سوئز ] يا ينبوع به بنده برسند . اين طور مذكور داشتند كه نذر نمودهاند براى قبر مالك اشتر كه در مصر است بدهم گنبد و بارگاه بسازند ، به آنجا مىروم كه به توسط تاجرى پول و دستور العمل داده ، پس از آن به ينبوع بيايم . ولى بنده چون در مصر كارى نداشتم و خيال سياحت در نظر ، دراين