روايت پنجم : تولد در نيمه شعبان سال 255 ه . ق
شيخ ابوجعفر طوسى ، در كتاب « الغيبه » ، از ابن ابى جيد ، از محمد
بن حسن بن وليد ، از صفار محمد بن حسن قمى ، از ابوعبدالله مطهرى ، از حكيمه ( عليهاالسلام ) دختر حضرت امام محمد تقى ( ع ) ، نقل مىكند كه فرمود :
حضرت عسكرى ( ع ) ، در شب نيمه شعبان سال 255 ، به دنبال من فرستاد و فرمود : « عمه جان ! امشب نزد ما افطار كن ؛ زيرا خداوند متعال تو را به ولى و حجت خود بر خلقش و خليفه بعد از من ، خشنود خواهد ساخت » .
حكيمه مىگويد : من از اين خبر ، خيلى شاد شدم . فورى لباسهايم را پوشيدم و به منزل حضرت عسكرى ( ع ) رفتم . حضرت ، وسط اتاق نشسته و كنيزانش ، اطراف او بودند . عرض كردم : « اى آقاى من ! آن جانشين شما ، از كداميك از اين كنيزان مىباشد » ؟ فرمود : از سوسن » .
من بهسوى آنان نظر انداختم و كنيزى كه نشانى از حمل در او ديده شود ، غير از سوسن نديدم . شب فرا رسيد . نماز مغرب و عشا را خواندم و غذا حاضر شد و افطار كردم . به همراه سوسن ، به اتاقى رفتم و چرتى زدم و بيدار شدم و مرتب در فكر آن وعدهاى بودم كه حضرت عسكرى ( ع ) فرموده بود . آن شب ، پيش از وقت هميشگى هر شب كه براى نماز بلند مىشدم ، از جا حركت كردم و نماز شب را خواندم و به نماز وتر