يغما برد ، سپس بهسوى بصره و نزد مصعب بن زبير رفت . « 1 »
گفتنىاست كه ابراهيم پيش از عزيمت به شمال عراق به مختار گفته بود كه عبيدالله بن حر را همراه او اعزام نكند ؛ زيرا به وى اعتماد ندارد ، اما مختار با اين استدلال كه در غير اين صورت عبيدالله ناراحت خواهد شد و مشكلاتى را پديد خواهد آورد ، ابراهيم را به مداراى با او توصيه كرد . اما همانگونه كه ابراهيم پيشبينى كرده بود ، عبيدالله بن حر خيانت كرد و به همراه يارانش خود را از صف لشكريان مختار كنار كشيد و سپس به امويان پيوست . « 2 »
مورخان بسيارى آوردهاند :
ابراهيم با لشكر ابن زياد كه در حوالى موصل اردو زده بود ، مواجه شد . ابراهيم در چهار يا پنج فرسخى موصل نزديك نهر « خازر » لشكر شام را ملاقات كرد . سپاه شام نيز مكانى را در ساحل نهر خازر يافته ، در برابر سپاه كوفه اردو زد .
مطلبى كه بايد به آن توجه كرد ، اختلاف گزارشهاى تاريخى ، درباره محل وقوع پيكار و نام نهرى است كه جنگ در نزديكى آن رخ داده است . « مسعودى » در گزارش اين جنگ ، آن را به نهر خازر منسوب مىكند . اما « مقدسى » گزارشى منفرد مىآورد و در آن به جاى خازر ، نهر زاب را نام برده است .
هامش
( 1 ) . ر . ك : الاخبار الطوال ، ص 297 ؛ تاريخ الطبرى ، ج 5 ، ص 446 به بعد و ج 6 ، ص 106 به بعد .
( 2 ) . الفتوح ، ج 6 ، ص 26 .