از محمد مهدى به ابراهيم بن مالك اشتر ، درود بر تو ؛ و من حمد خدايى مىكنم كه خدايى جز او نيست . اما بعد ، من وزير و امين و منتخب خويش را كه براى خويشتن پسنديدهام ، سوى شما فرستادهام و به او گفتهام كه با دشمن من نبرد كند و بهخونخواهى خاندان من قيام كند ، خودت و عشيرهات و مطيعانت با وى به پاخيزيد كه اگر مرا يارى كنى و دعوت مرا بپذيرى و به وزير من كمك كنى نبرد من مايه برترى تو شود و سالارى سواران و همه سپاهيان عازم نبرد و هر شهر و هر منبر و مرزى كه بر آن تسلط يا بى از كوفه تا اقصاى شام از آن تو خواهد بود و با پيمان مؤكد به قسم ، انجام دادن اين به عهده من است ، اگر چنين كنى به وسيله آن به نزد خداى حرمت بالا يا بى و اگر دريغ كنى ، به هلاكت سخت در افتى كه هرگز از آن رها نشوى . « 1 »
ابراهيم به جهت آمدن نام مهدى بعد از نام محمد حنفيه ، در صحت نامه ترديد كرد . اما مختار و بزرگانى كه همراهش آمده بودند ، به صحت مفاد نامه شهادت دادند . بنا به گزارشى ، ابراهيم پس از قرائت نامه ، گفت : « پيش از اين ، محمد حنفيه كه به من نامه مىنوشت ، چيزى بر اسمش اضافه نمىكرد ! » ( يعنى ادعاى مهدويت نداشت ) ، مختار كه ديد ابراهيم مردد شده است ،
هامش
( 1 ) . الكامل فى التاريخ ، ج 4 ، ص 91 .