ولى فتوحات زيادى نمود هنر و شجاعتش بمقامى رسيده است كه قصّه او لايق ذكر در قرآن شريف شده است ، ده سال در دنيا سلطنت كرد و بأكثر معموره فاتح شد در تاريخ 332 قبل از مسيح و يا 954 سال قبل از هجرت بتخت سلطنت جلوس نمود و بعد از فتوحات زياد در سال 323 قبل از مسيح و يا 945 سال قبل از هجرت در سن 33 سالگى وفات يافت ، جسد او را در اسكندريه دفن نمودهاند جماعت قريش از يهوديان احوال اسكندر را ياد گرفته بودند و از رسول خدا ( ص ) سؤال كردند خداوند تعالى ضمن آيات كريمه قصه اسكندر را بيان مينمايد .
( تفسير مير محمد كريم )
وَ يَسْئَلُونَكَ عَنْ ذِي الْقَرْنَيْنِ قُلْ سَأَتْلُوا عَلَيْكُمْ مِنْهُ ذِكْراً
براى ايضاح بيان شيخ طبرسى را ترجمه مينمايم
( عَنْ ذِي الْقَرْنَيْنِ )
يعنى از خبر او و داستان او نه شخص او ، و در باره او اختلاف است .
مجاهد و عبد اللَّه عمر گفتهاند او پيمبر فرستاده شده بود و خدا زمين را بدست او فتح نمود . و بقول ديگر او پادشاه عادلى بود . و از على بن ابى طالب عليه السّلام روايت شده او بنده صالحى بود كه خدا را دوست ميداشت و خدا او را دوست ميداشت و دوستى خود را به خدا محكم نمود و خداوند هم دوستى او را محكم گردانيد .
اسكندر چون قومش را امر نمود بتقوى اللَّه با شمشير بيك طرف سرش زدند پس از آن مدتى كه خدا ميخواست از آنان غائب گرديد باز آمد بسوى قومش و آنها را بايمان به خدا دعوت نمود باز به طرف ديگر سرش زدند ، اين است معنى دو شاخ او ، پس از اين بيان حضرت امير عليه السّلام فرمود ( و فيكم مثله ) يعنى در شما هم مثل او هست و مقصود خودش بود كه با شمشير بفرق مباركش زدند .
و در تسميه اسكندر بذى القرنين گفتار ديگرى هم هست يكى اينكه به دو طرف سرش دو گيس بافته بود ، ديگر در طرف سرش دو برآمدهگى داشت كه در زير عمامهاش مستور بود ، ديگر آنكه به دو قطر زمين از مشرق و مغرب رسيد