فَأَرَدْنا أَنْ يُبْدِلَهُما رَبُّهُما خَيْراً مِنْهُ زَكاةً وَ أَقْرَبَ رُحْماً
خضر عليه السّلام گفت چون بعلم لدنّى دانستم كه آن پسر اگر بماند بسبب طغيان و كفرش نسبت به آنها طغيان و كفر ايجاب مينمايد اين بود كه اراده كردم او را بكشم تا اينكه خداوند بعوض او به آنها اولادى بدهد كه هم پاك و بىآلايش باشد و هم بر پدر و مادر مهربانى كند .
در منهج از ابن عباس روايت مىكند كه خداوند به پدر و مادر آن پسر دخترى داد كه بر پدر و مادر مهربان بود و پيمبرى با او ازدواج نمود و از نسل او هفتاد پيغمبر بوجود آمد . ( پايان ) از اينجا معلوم مىشود كه بازاء هر ناملائمى كه بر شخص مؤمن نيكوكار وارد ميگردد عوض خيرى يا در دنيا يا در آخرت بلكه هم در دنيا و هم در آخرت تفضلا بوى كرامت مينمايد .
وَ أَمَّا الْجِدارُ فَكانَ لِغُلامَيْنِ يَتِيمَيْنِ فِي الْمَدِينَةِ وَ كانَ تَحْتَهُ كَنْزٌ لَهُما وَ كانَ أَبُوهُما صالِحاً
امّا حكايت ديوار و سرّ او چنين است كه آن ديوار مال دو بچه يتيم بود كه گفتهاند يكى بنام احرم و ديگرى بنام حريم كه آنها در همان قريهاند و زير آن ديوار گنجى مخفى است و نزديك بود ديوار خراب شود و آن گنج ظاهر گردد و مال آن دو بچه يتيم سرقت شود و چون پدر آنان مرد صالحى بنام كاشح بود خواستم ديوار ساخته شود و آن گنج محفوظ بماند .
فَأَرادَ رَبُّكَ أَنْ يَبْلُغا أَشُدَّهُما وَ يَسْتَخْرِجا كَنزَهُما رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ وَ ما فَعَلْتُهُ عَنْ أَمْرِي
پس خواست پروردگار تو كه آن دو يتيم كبير شوند و گنج خود را بيرون آورند
( أَنْ يَبْلُغا أَشُدَّهُما )
متعلق باراده مىباشد .
خلاصه خضر گفت اى موسى من اين كارها را از پيش خود و بميل خود نكردم ، پروردگار تو از روى رحمت و شفقت اراده نمود كه اين گنج محفوظ بماند