توضيح آيات
أَمَّا السَّفِينَةُ فَكانَتْ لِمَساكِينَ يَعْمَلُونَ فِي الْبَحْرِ فَأَرَدْتُ أَنْ أَعِيبَها وَ كانَ وَراءَهُمْ مَلِكٌ يَأْخُذُ كُلَّ سَفِينَةٍ غَصْباً
پس از سؤال سوّم بنا بر شرطى كه شده بود كه موسى ( ع ) بخضر ( ع ) گفت اگر مرتبه ديگر سؤال كردم همراهى با من را ترك نما خضر گفت به زودى خبردار ميكنم تو را بتأويل و تفسير آنچه را كه طاقت تحمل آن را نياوردى .
امّا كشتى كه سوراخ كردم مال فقرايى بود كه در دريا عمل ميكردند و از اين راه تأمين معاش مينمودند و جلو راه آنها پادشاه جائرى بود كه تمام كشتيها را ميگرفت ( وراء ) بمعنى ( امام ) مثل قوله تعالى
( وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ )
و
( مِنْ وَرائِهِمْ جَهَنَّمُ )
در سوره جاثيه آيه 9 ، و بقولى بمعنى پشت سر است كه طريق برگشتن آنها بسوى او است و فعلا آن فقراء از آن خبرى ندارند و خضر بالهام خبر داشت اين بود كه بامر الهى مأمور گرديد كه آن كشتى را معيوب گرداند زيرا كه آن پادشاه كشتيهاى بىعيب را غصب مينمود وقتى ديد آن كشتى سوراخ است دست از آن برميدارد و متعرّض آن نميگردد .
وَ أَمَّا الْغُلامُ فَكانَ أَبَواهُ مُؤْمِنَيْنِ فَخَشِينا أَنْ يُرْهِقَهُما طُغْياناً وَ كُفْراً
خضر عليه السّلام گفت آن پسر را بامر حق تعالى كشتم براى اينكه پدر و مادر او مؤمن بودند و دانستم كه اگر آن پسر بماند بطغيان و كفرش به پدر و مادر ضرر مىرساند مگر اينكه در طغيان و كفر با او سازگار گردند .
و بقولى خضر ( ع ) گفت ترسيدم آن پسر پدر و مادر خود را وادار بر طغيان و كفر نمايد و با آنها طورى عمل نمايد كه نتوانند منعش نمايند و بر آنان گناه حمل گردد .
( فخشينا ) كلام خضر است زيرا كه نسبت ترس و خشيت بر خداى تعالى روا نيست .