تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 57

مساهمون:

ص٥٧
قالَ أَ رَأَيْتَ إِذْ أَوَيْنا إِلَى الصَّخْرَةِ فَإِنِّي نَسِيتُ الْحُوتَ وَ ما أَنْسانِيهُ إِلَّا الشَّيْطانُ أَنْ أَذْكُرَهُ وَ اتَّخَذَ سَبِيلَهُ فِي الْبَحْرِ عَجَباً
آن وقت يوشع حكايت ماهى را به ياد آورد و گفت آيا ميدانى آن وقتى كه در صخره نشسته بوديم ماهى زنده شد و راه دريا را گرفت و براى عذرخواهى گفت من فراموش نمودم كه حكايت آن را براى تو بگويم و بفراموشى نينداخت مرا مگر شيطان و رفتن ماهى بريان شده به دريا بطور عجيبى مينمود ، و گويند عجيب بودن او براى اين بود كه هر جا ميرفت راه باز ميشد و خشك ميگرديد .
قالَ ذلِكَ ما كُنَّا نَبْغِ فَارْتَدَّا عَلى آثارِهِما قَصَصاً
موسى بيوشع گفت اين همان بود كه ما دنبال آن ميرفتيم زيرا كه حق تعالى قبلا بموسى ( ع ) خبر داده بود كه آنجايى كه ماهى زنده ميگردد و راه دريا را پيش ميگيرد خضر ( ع ) آنجا خواهد بود آن وقت موسى عليه السّلام با يوشع برگشتند به طرف همان صخره و در اثر ماهى كه راه باز كرده بود در پى خضر روان شدند تا اينكه او را دريافتند .