دامنگير آنها خواهد گرديد . وَ يُجادِلُ الَّذِينَ كَفَرُوا بِالْباطِلِ لِيُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ وَ اتَّخَذُوا آياتِي وَ ما أُنْذِرُوا هُزُواً ( ليدحضوا ) ( دحض ) بمعنى باطل و ( ادحاض ) بمعنى ابطال است ( الهزؤ ) استهزاء و مصدر و بمعنى اسم مفعول است يعنى و مناظره ميكنند كفار بامر باطل براى اينكه باطل كنند حق را و ميگيرند قرآن و قيامت را بمسخرگى . وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ ذُكِّرَ بِآياتِ رَبِّهِ فَأَعْرَضَ عَنْها وَ نَسِيَ ما قَدَّمَتْ يَداهُ و كى است ستمكار و ظالمتر از كسى كه تذكّر داده شود بآيات پروردگارش و پس از شنيدن و فهميدن از آن اعراض نمايد و اعمال ناشايستهاى را كه قبلا نموده به گمان اينكه اثرى بر آنها مترتب نخواهد شد فراموش نمايد . إِنَّا جَعَلْنا عَلى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَنْ يَفْقَهُوهُ وَ فِي آذانِهِمْ وَقْراً وَ إِنْ تَدْعُهُمْ إِلَى الْهُدى فَلَنْ يَهْتَدُوا إِذاً أَبَداً ( أَكِنَّةً أَنْ يَفْقَهُوهُ ) دو طور معنى شده : بقولى ما بر قلبهاى آنها پوشش قرار داديم براى اينكه كراهت داشتيم از اينكه دريابند آن را . و بقول ديگر ما بر قلبهاى آنها پوشش قرار داديم براى آنكه در نيابند آن را . و بنا بر معنى اول كلمه مضاف در تقدير است يعنى كراهت از اينكه دريابند آن را . و بنا بر معنى دوم ( لام ) جارّه و ( لاء ) نافيه در تقدير است كه مىشود ( لان لا يفقهوه ) و تذكير ضمير و افراد آن تا اينكه آن را نفهمند ، و نيز در گوشهاى آنها سنگينى قرار داديم تا نشنوند آيات خدا را ، و بيان اين آيه همان بيان در آيه خَتَمَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ تا آخر است كه گذشت . و البته اين آيات منصرف به آن جايى است كه كفار و معاندين دانسته و فهميده و پس از اتمام حجت انكار ميكنند و اعمال خود آنها است كه تاريكى قلب و سنگينى گوش و كورى باطنى آنان را ايجاب مينمايد نه اينكه ابتداء آنها اين طور آفريده شده باشند ، و چون آنان بدست خود خود را از قابليت هدايت
تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 53
مساهمون: سيده نصرتبيگم امين ( بانوى اصفهان )
ص٥٣