و نه در تدبير عالم در هيچ جهت و به هيچ معنايى براى پروردگار خودم شريك و نظير و مثل و مانندى نميپذيرم .
وَ لَوْ لا إِذْ دَخَلْتَ جَنَّتَكَ قُلْتَ ما شاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ إِنْ تَرَنِ أَنَا أَقَلَّ مِنْكَ مالًا وَ وَلَداً
باز در مقام اندرز گويد چرا وقتى داخل باغت شدى نعمتها را نسبت به خدا ندادى و بمشيت و قدرت و اقتدار او ندانستى و اظهار ننمودى كه همه چيزها از او و بسته بخواست و اراده او انجام ميگيرد اگر تو مىبينى كه من مال و اولادم كمتر از تو است .
فَعَسى رَبِّي أَنْ يُؤْتِيَنِ خَيْراً مِنْ جَنَّتِكَ وَ يُرْسِلَ عَلَيْها حُسْباناً مِنَ السَّماءِ فَتُصْبِحَ صَعِيداً زَلَقاً
برادر مؤمن در پاسخ برادر كافر كه به او افتخار مينمود كه مال و اولاد و خدم و حشم من زيادتر از تو است چنين گفت شايد پروردگار من در دنيا يا در آخرت يا در هر دو به من چيزى عطاء كند كه بهتر از بوستان تو باشد و بر عكس عقيده تو كه گمان ميكنى هيچوقت به اين باغ و ثروت تو ضررى وارد نميآيد عذابى از آسمان بفرستد و وقتى تو بيايى ببينى تمام باغستان و زراعت تو خشك و سياه گرديده و زمينى بىگياه شده .
أَوْ يُصْبِحَ ماؤُها غَوْراً فَلَنْ تَسْتَطِيعَ لَهُ طَلَباً
يا صبح كنى و ببينى كه آب فرو رفته و هرگز قدرت بر بالا آمدن آب ندارى ، اين آيات تماما براى تنبّه بشر است كه بدانند همان طورى كه خداى تعالى مبدء كائنات و پديد آورنده موجودات و علت موجوده و علت فاعلى آنها است علت غايى اشياء و علت مبقيه آنها نيز همان خدا است با اراده ازلى خود ميآفريند و بقدرى كه حكمتش مقتضى بقاء آن است آن را نگاه ميدارد خلاصه وجود و بقاء همه اشياء بدست قدرت ازلى او بستگى دارد .