شود بمعنى يارى است و اگر بكسر خوانده شود بمعنى سلطان و مالك است ، و ( هنا لك ) يعنى در اين حال و اين مقام يا در قيامت يارى كردن مخصوص به خدا است احدى جز او قدرت بر يارى نمودن ندارد و سلطنت مخصوص به او است ، يا معنى چنين مىشود كه مثل اين حالت شديد هر مضطرّ و بيچارهاى به خدا ايمان ميآورد و رو به او مينمايد يعنى قول آن كافر كه گفت اى كاش من براى خدا شريك قرار نداده بودم كلمهاى است كه موقع بيچارگى و ضرورت آن را ايجاب مىكند ( الحقّ ) اگر برفع خوانده شود صفت ولايت مىشود و اگر بجرّ خوانده شود صفت ( للَّه ) است .
( هُوَ خَيْرٌ ثَواباً )
براى اولياء خدا است
( وَ خَيْرٌ عُقْباً )
يعنى عاقبت طاعت او بهتر است از عاقبت طاعت غير او ( عقبا ) بضمّ قاف و سكون آن هر دو قرائت شده .
( طبرسى )
وَ اضْرِبْ لَهُمْ مَثَلَ الْحَياةِ الدُّنْيا كَماءٍ أَنْزَلْناهُ مِنَ السَّماءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَباتُ الْأَرْضِ فَأَصْبَحَ هَشِيماً تَذْرُوهُ الرِّياحُ
بپيمبرش امر فرموده كه براى اين مردمانى كه محبّت دنيا در قلب و روح آنان ريشه دوانده ، و شايد چنين گمان كنند كه نعمتهاى دنيا پايدار است ، براى آنان مثل بياور و حيات دنيا را تشبيه كن به آبى كه از آسمان به زمين ريزش مىكند و با نباتات و گياههاى زمين مخلوط ميگردد و پس از آنكه نباتات رشد نمايد و سبز و خرم گردد در صبحگاهى آن سبزى و خرّمى و زيبايى كه داشت تغيير نموده و خشكيده بطورى كه باد آنها را پراكنده مىكند و متفرّق ميگردد
وَ كانَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ مُقْتَدِراً
خداوند بر هر چيزى مقتدر است تمام موجودات تحت اقتدار و استيلاى او ميباشند و علم و قدرت او بر همه چيز احاطه نموده و او فعّال و درّاك مطلق است چون ( كلّ شيئى ) عموم و اطلاق دارد و شامل همه چيز مىشود .
اين است كه شايد آيه اشاره باشد كه گمان نشود كه ايجاد و آفرينش چيزى و لو