وَ لَبِثُوا فِي كَهْفِهِمْ ثَلاثَ مِائَةٍ سِنِينَ وَ ازْدَادُوا تِسْعاً ، قُلِ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما لَبِثُوا لَهُ غَيْبُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
الخ خداى تعالى برسولش از مدّت مكث آنها در غار خبر ميدهد كه آنان سيصد و نه سال در غار ماندند ، و اى محمد ( ص ) اگر اهل كتاب با تو در مدت مكث آنها مجادله كردند بگو خدا داناتر است بمدّت مكث آنها زيرا كه اهل نجران گفتند ما سيصد سال را ميدانيم اما به نه سال اضافه علم نداريم اين است كه خداوند بپيمبرش امر مينمايد كه بگو خدا عالمتر است به مدت مكث آنها و به اين مدت خبر داده و او است عالم و دانا بر آنچه در آسمانها و زمين از نظر شما پنهان است .
أَبْصِرْ بِهِ وَ أَسْمِعْ
دو صيغه تعجّب يعنى او بهر مبصرى بينا و بهر مسموعى شنوا است و همه چيزها نزد او يكسان است و او به تمام اشياء از صغير و كبير احاطه دارد ، چگونه ممكن است تصوّر شود كه او بمكث آنها و مدت خواب آنان آگاه نباشد .
ما لَهُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا يُشْرِكُ فِي حُكْمِهِ أَحَداً
براى اهل آسمانها و زمين دوستى و يارى كنندهاى غير از خدا نميباشد يعنى تمام امور راجع به او است هر كه را خواهد عزيز ميگرداند و هر كه را خواهد خوار و ذليل مىكند و در حكم و قضاء و تدبير امور و نظام عالم احدى با او شركت ندارد بقدرت ازلى خود هر چه را خواست ايجاد ميگرداند و هر چه را خواست اعدام ميگرداند و تربيت و نظام عالم نيز بدست او و بتدبير او انجام ميگيرد بروايت مجمع يك نفر يهودى از مدت مكث اصحاب كهف از امير المؤمنين عليه السّلام سؤال نمود حضرت به آنچه در قرآن است ( سيصد و نه سال ) به او جواب فرمود يهودى گفت در كتاب ما سيصد سال است آن حضرت به او فرمود آن بسال شمسى است و اينكه در قرآن است بسال قمرى است .