انسان در آن وقت زنده است نه جسد او ، و بعضى ميگفتند جسدها زنده ميشوند با ارواح ( اين بود كه خداى تعالى خواست ) بخواب و بيدارى اصحاب كهف به آنها بنماياند و ظاهر كند كه جسدها مبعوث ميگردند زنده و حسّاس همانطورى كه قبل از موت چنين بودند . ( پايان ) و پس از آنكه اصحاب كهف پس از بيدار شدنشان از خواب به گمان بعضى مردند ( و مردم از مردنشان مطّلع گرديدند ) بعضى گفتند بايد حصارى دور آنها كشيد كه از چشم مردم مستور باشند و آنهايى كه غالب بودند يعنى پادشاه مؤمن و گمان ميكردند آنها زندهاند و شايد دو مرتبه بيدار شوند ميگفتند مسجدى آنجا بناء كنيد و خداوند عالمتر است به حال آنها .
سَيَقُولُونَ ثَلاثَةٌ رابِعُهُمْ كَلْبُهُمْ وَ يَقُولُونَ خَمْسَةٌ سادِسُهُمْ كَلْبُهُمْ رَجْماً بِالْغَيْبِ
الخ مفسرين گفتهاند بين اصحاب رسول ( ص ) در عدد اصحاب كهف اختلاف واقع گرديد جماعتى گفتند آنها سه نفر بودند چهارمى سگ آنها بود ، جماعت ديگر گفتند پنج نفر بودند ششمى آنها سگ آنها بوده
( رَجْماً بِالْغَيْبِ )
يعنى به گمان و بدون علم چنين گفتند و جماعت ديگر گفتند هفت نفر بودند و هشتمى آنها سگ آنها بود . ( قتاده ) بقولى اين اخبار از خداى تعالى بود به اينكه به زودى در عدد آنها اختلاف واقع ميگردد و همين طور هم شد نصاراى نجران نزد حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله و سلّم آمدند و حكايت اصحاب كهف بميان آمد و يعقوبيه از آنان گفتند سه نفر بودند چهارمى سگ آنها بود و نسطوريه گفتند پنج نفر بودند ششمى سگ آنها بود ، مسلمانها گفتند هفت نفر بودند هشتمى سگ آنها بود اين بود كه خدا بپيغمبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلّم امر فرمود كه :
قُلْ رَبِّي أَعْلَمُ بِعِدَّتِهِمْ ما يَعْلَمُهُمْ إِلَّا قَلِيلٌ
بقول عطاء ( قليل من الناس ) يا ( قليل من اهل الكتاب ) و ابن عباس گفته است من از آن قليل ميباشم كه ( عالمم بعدد آنها ) آنها هفت نفر بودند