تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩
اوصاف جلال و جمال الهى ميباشند و تا داراى چنين رتبه‌اى نباشند هرگز لايق مقام ولايت و رسالت نخواهند بود . سوم از معجزه‌هاى داود ( ع ) زره ساختن بود كه آهن را بدست خود نرم مينمود و زره ميساخت و ظاهرا زره‌سازى از مخترعات داود ( ع ) بشمار ميرود كه بتعليم حق تعالى عالم گرديده بود .
وَ لِسُلَيْمانَ الرِّيحَ عاصِفَةً تَجْرِي بِأَمْرِهِ إِلى الْأَرْضِ الَّتِي بارَكْنا فِيها
( و لسليمان ) عطف بداود است يعنى باد را براى سليمان مسخر گردانيديم ( عاصفة ) حال است يعنى در حالى كه تند بود و جارى ميشد بامر سليمان و بشدت ميوزيد بطورى كه در يك روز به قدر دو ماه بساط سليمان را مىبرد ، و اشاره به همين دارد قوله تعالى
غُدُوُّها شَهْرٌ وَ رَواحُها شَهْرٌ
در هر روز و شبى به قدر دو ماه راه طىّ مينمود . خلاصه باد مسخّر سليمان بود و مطابق فرمان او حركت مينمود هر جا كه امر مىنمود تند مىوزيد و هر جا ميخواست ملايم ميگرديد و گويند مقصود از زمينى كه در آن بركت داديم شامات است . از تلخيص نقل شده كه در شام شهرى بود بنام تدمر كه ديوان براى سليمان ساخته بودند صبح از آنجا بيرون مىآمد و براى نماز شام باز در آنجا نماز ميخواند و نيز در كتاب مختار القصص چنين دارد كه سليمان صبح از تدمر بيرون مىآمد و قيلوله را در اصطخر فارس ميگذرانيد و شب بكابل ميرفت . و در بعضى از تفاسير دارد كه سليمان بساطى داشت كه طول و عرض آن چهار فرسخ در چهار فرسخ بود وقتى به سفر يا بجنگ ميرفت مهمّات سفر و اسلحه جنگى در آن ميگذارد و لشكر جن و انس را در آن جاى ميداد و مرغان بر بالاى آن صف ميزدند و بباد عاصف امر مينمود كه بساط را از زمين بلند كند و به آن جا كه خواهد ببرد و در يك روز دو ماه راه ميرفت چنانچه قرآن خبر ميدهد ( رخاء حيث اصاب ) و نيز روايت شده كه سليمان در بعلبك متوطن بود و بديوان