خواند و گفت الهى نيست الهى مگر تو و تو منزهى و من از ستمكارانم ( 87 )
پس دعاى او را اجابت نموديم و او را از غم نجات داديم و همين طورى كه او را نجات داديم مؤمنين را نجات ميدهيم ( 88 )
و ياد كن زكريّا را چون پروردگار خود را خواند و گفت پروردگارا مرا تنها مگذار و تو بهترين ميراث برندگانى ( 89 )
دعاى او را اجابت نموديم و به او يحيى را عطاء كرديم و زنش را شايسته همسرى و قابل ولادت گردانيديم همانا اين پيمبران كه ذكر شد چنين بودند كه در نيكوئيها ميشتافتند و ما را از روى رغبت به ثواب و ترس از عقاب ميخواندند و براى ما فروتنى مينمودند ( 90 ) .
توضيح آيات
وَ داوُدَ وَ سُلَيْمانَ إِذْ يَحْكُمانِ فِي الْحَرْثِ إِذْ نَفَشَتْ فِيهِ غَنَمُ الْقَوْمِ وَ كُنَّا لِحُكْمِهِمْ شاهِدِينَ
( النفش ) بفتح فاء و سكون آن بمعنى رها نمودن شتر و گوسفند است در شب كه بدون راعى چرا كنند .
پنجم و ششم از پيمبران نام برده شده در اين سوره مباركه داود و سليمانند در معنى ياد كن اى محمد صلى اللَّه عليه و آله و سلّم وقتى را كه داود و سليمان راجع بزراعتى كه قوم در شب گوسفندان خود را رها نمودند و داود و سليمان در باره آن حكم نمودند و ما ( خداى تعالى ) به حكم آنها عالم و شاهد بوديم .
( سخنان مفسرين در بيان حكمى كه داود و سليمان نمودند )
1 - بقولى آن زراعت بود ، و بقول ديگر انگورستانى بود كه خوشههاى انگور از آن آويزان به زمين نزديك گرديده ، و اين قول از ابى عبد اللَّه و ابى جعفر عليهما السّلام روايت شده و ابن مسعود نيز چنين گفته .
و حقيقت اين داستان آن طورى كه نقل شده اين است : روزى دو نفر براى