حكيم آفرينش شب و روز و خورشيد و ماه است ( خلق ) بمعنى اندازهگيرى است شب مقابل روز قرار گرفته قوله تعالى
وَ جَعَلْنَا اللَّيْلَ لِباساً وَ جَعَلْنَا النَّهارَ مَعاشاً
اگر شب نبود روزى هم تعيين نميگرديد زيرا كه روز بشب تعيين ميگردد ( كلّ شيئى يعرف باضدادها ) شب ضدّ روز و مقابل آنست ، بقدرت كامله الهى و حسن تدبير شب را براى استراحت از عمل روزانه و روز را براى كسب و عمل بشر مقرر گردانيده و براى هر يك از شمس و قمر كه اصول عالم طبيعيّاتند فلكى و كرهاى قرار داده كه على الدوام مثل ماهى كه در آب شناور است در مدار و كره خود ميچرخند و از حركت آنها و حركت زمين بدور خود شب و روز پديد ميگردد و به همين گردش آنها است كه عالم طبيعيات منظّم و مطابق حكمت جريان دارد و بر پا مانده تا وقتى كه حكم بر اندكاك و فناى آنان صادر گردد و نظام عالم مختلّ و رو بانحلال نمايد و آن آن وقتى خواهد بود كه عالم دنيا پس از اندكاك تبديل گردد بعالم قيامت قوله تعالى در وصف قيامت
يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ وَ السَّماواتُ وَ بَرَزُوا لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ
.
وَ ما جَعَلْنا لِبَشَرٍ مِنْ قَبْلِكَ الْخُلْدَ
گويا كفار و مشركين منتظر مرگ رسول اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلّم بودند ، آيه خبر ميدهد كه ما براى هيچ بشرى زندگانى جاويدانى مقرّر ننموديم هر ذى روحى كه در اين عالم قدم گذارد مرگ دنبال وى خواهد رسيد .
أَ فَإِنْ مِتَّ فَهُمُ الْخالِدُونَ
شرط است و جزاء و داخل شده است ( فا ) بر سر شرط و بر سر جزاء و متعلق بما قبل است ، و همزه استفهام انكارى است يعنى كسانى كه منتظر مرگ تو ميباشند آيا اگر تو مردى آنان نميميرند و در دنيا جاويدانند چنين نيست كه گمان كردهاند .
كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ وَ نَبْلُوكُمْ بِالشَّرِّ وَ الْخَيْرِ فِتْنَةً
هر نفسى طعم مرارت مرگ را خواهد چشيد و مادامى كه در دنيا حيات دارد