وَ لَكُمُ الْوَيْلُ مِمَّا تَصِفُونَ
( ما ) در ( ممّا ) يا مصدريه يا موصوفه يا موصوله است و جمله در موضع حال است ، گويند ( ويل ) كلمه حسرت و ندامت است وقتى كه كفار عذاب را معاينه مينمايند متأسف و حسرتزده ميگردند . و بقولى ( ويل ) چاهى است در ته جهنم و جاى كفار و مشركين است كه نسبت ناروا به خدا و رسولش ميدهند .
وَ لَهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ مَنْ عِنْدَهُ لا يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِهِ وَ لا يَسْتَحْسِرُونَ ، يُسَبِّحُونَ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ لا يَفْتُرُونَ
پس از اظهار عظمت خلقت و الوهيت خود و ردّ قول منكرين معاد در مقام اظهار حكمت آفرينش آسمان و زمين برآمده و چنين اظهار مينمايد كه خلقت آسمان و زمين براى عبادت و عبوديت است چنانچه در سوره الذاريات آيه 56 ، فرموده
وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ
وقتى كه اين آيه و آيه بعد را با آيه اول
وَ ما خَلَقْنَا السَّماءَ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما لاعِبِينَ
جمع نموديم دو مطلب بزرگ ميتوان از آن استفاده نمود .
اول - اينكه آسمان و زمين و تمام موجودات ملك حق تعالى و در تحت تصرف و استيلاى او ميباشند جز ذات متعال حقيقة احدى مالك چيزى نيست .
دوم - اينكه خلقت آسمان و زمين غايت و فائده بزرگى در بردارد و آن شناختن او است بالوهيت و معبوديت و عبادت نمودن او است .
سوم - اينكه در آيه تذكر ميدهد كه موجودات آسمانى و كسانى كه مقام عنديت دارند هميشه در شب و روز مشغول تسبيح و عبادتند و از عبادت و بندگى ملول و خسته نميگردند .
أَمِ اتَّخَذُوا آلِهَةً مِنَ الْأَرْضِ هُمْ يُنْشِرُونَ
( ام ) منقطعه متضمن استفهام و اضراب از كلام اول است و ظاهرا مرجع ضمير جمع ( اتّخذوا ) مشركين و بتپرستانند يعنى آيا مشركين از زمين خدايان باطل را فرا گرفتند و آنها زنده كننده مردگانند اگر چه بتپرستان