نفعش بمردم ميرسد در زمين مكث مينمايد .
اين بود كه موسى ( ع ) پس از گفت و شنود با سامرى بوى گفت برو كه تو مادامى كه زندهاى مبتلا ميگردى بمرضى كه مىگويى كسى نزديك من نيايد و با من تماس نگيرد و موعد عذاب تو در قيامت است هرگز تخلّفپذير نخواهد بود ، گويند سامرى را تب مسرى گرفت كه هر كس بوى نزديك ميگرديد مبتلا بتب ميشد اين بود كه مردم از وى گريختند و احدى نزد او نميرفت و بر اين مرض باقى ماند تا وقتى كه هلاك گرديد .
وَ انْظُرْ إِلى إِلهِكَ الَّذِي ظَلْتَ عَلَيْهِ عاكِفاً لَنُحَرِّقَنَّهُ ثُمَّ لَنَنْسِفَنَّهُ فِي الْيَمِّ نَسْفاً
پس از آن موسى ( ع ) بطور تهكّم و سرزنش بسامرى خطاب مينمايد كه حال نظر كن و ببين كه خدايى كه بر آن عكوف داشتى و هميشه در خدمتش قيام مينمودى چگونه وى را ميسوزانم و خاكسترش را به دريا ميريزم .
اشاره به اينكه اگر اين گوساله چنانچه تو بمردم وانمود كردى خدا بود يا لا اقلّ مقامى نزد خدا داشت البته از خود دفاع مينمود .
إِنَّما إِلهُكُمُ اللَّهُ الَّذِي لا إِلهَ إِلَّا هُوَ وَسِعَ كُلَّ شَيْءٍ عِلْماً
همانا حقيقة همين است و جز اين نيست كه إله و مبدء آفرينش شما آن خدايى است كه منفرد به الهيّت و حقيقت است و إله و خالقى جز او نيست و علم او وسيع است كه به همه چيزها احاطه نموده
لا يَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقالُ ذَرَّةٍ فِي السَّماواتِ وَ لا فِي الْأَرْضِ
كَذلِكَ نَقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنْباءِ ما قَدْ سَبَقَ وَ قَدْ آتَيْناكَ مِنْ لَدُنَّا ذِكْراً
خطاب برسولش نموده كه اى محمد صلى اللَّه عليه و آله و سلّم مثل همين حكايت موسى و فرعون و سامرى كه بر تو نقل نموديم خبرهاى پيشينيان و گذشتگان را بر تو نقل و حكايت ميكنيم تا اينكه به آن حكايات متذكر گردى چنانچه قبلا به تو ( ذكر ) يعنى قرآن را عطاء كرده بوديم ، اشاره به اينكه داستان پيشينيان را بر تو حكايت ميكنيم كه هم علم تو باحوال گذشتگان زياد گردد و هم معجزه تو باشد زيرا كه همه ميدانند كه تو امّى و بىسوادى نه درس خواندهاى و نه كتابى ديدهاى و اين اخبارها همه وحى است و از طرف حق تعالى بر تو نزول نموده تا اينكه حجت بر خلق تمام گردد .