قالَ يا هارُونُ ما مَنَعَكَ إِذْ رَأَيْتَهُمْ ضَلُّوا ، أَلَّا تَتَّبِعَنِ أَ فَعَصَيْتَ أَمْرِي
( الى قوله تعالى )
قَوْلِي
موسى ( ع ) وقتى از كوه طور برگشت در حالى كه در شدّت غضب بود الواح تورات را كه در دست داشت بينداخت و رو بهارون نمود و بوى خطاب سخطآميز نمود و گفت اى هارون چه چيز مانع تو گرديد كه وقتى آنها را گمراه ديدى متابعت نمايى مرا و در غضب آيى و با آنان بجنگى و حمايت دين نمايى و يا آنكه از پى من آيى و مرا خبردار نمايى ( الّا تتّبعن ) لام زائده است براى تأكيد آمده مثل ( الّا تسجد ) در جاى ديگر آيا ميخواستى مخالفت امر مرا نمايى و گويا از شدّت غضب ريش برادرش هارون را گرفته و بسوى خود ميكشد هارون براى نشانيدن غضب برادر و رقّت قلب او گفت اى پسر مادر من سر و ريش مرا مگير ترسيدم از پى تو بيايم بگويى بنى اسرائيل را متفرّق گردانيدى و بوصيّت من عمل ننمودى و من آنچه بايست در هدايت آنان كوشش بنمايم نمودم سخن من به آنها تأثيرى ننمود .
قالَ فَما خَطْبُكَ يا سامِرِيُّ ، قالَ بَصُرْتُ بِما لَمْ يَبْصُرُوا بِهِ فَقَبَضْتُ قَبْضَةً مِنْ أَثَرِ الرَّسُولِ فَنَبَذْتُها وَ كَذلِكَ سَوَّلَتْ لِي نَفْسِي
موسى ( ع ) پس از عتاب ببرادرش هارون رو بسامرى كرد و با خشم و غضب بوى گفت مطلب تو چه بود كه چنين كردى و بنى اسرائيل را گوسالهپرست گردانيدى سامرى در پاسخ گفت به چيزى بينا شدم كه ديگران به آن بينا نشدند و از اثر رسول قبضهاى گرفتم و در گوساله انداختم و اين طور نفس من مرا فريب داد چنانچه در بالا گفته شد آنچه مشهور و معروف بين مفسرين است و بعضى از روايات هم دلالت دارد اين است كه سامرى از خاك زير قدم ماديان جبرئيل كه براى غرق گردانيدن فرعون به صورت بشر درآمده بود گرفته و از آن خاك در شكم گوساله ريخته و گوساله بصدا آمده و سامرى مردم را فريب داده كه اين خداى موسى است و مردم گوساله را گرفته و بوى سجده نمودند .