و از ابى مسلم چنين نقل كردهاند كه گفته در قرآن تصريح به اين توجيه كه اكثر مفسرين كردهاند نشده و بوجه ديگر شايد مقصود از رسول موسى باشد و اثر او سنّت و رسم او يعنى آنچه به آن امر نموده و مندرج در دين گردانيده مثل اينكه گفته مىشود ( فلان يقفو اثر فلان و يقتصّ اثره اذا كان يمتثل رسمه ) .
و بنا بر اين توجيه وقتى موسى ( ع ) بسامرى رو كرد و بوى ملامت نمود و از او سؤال كرد كه چه تو را بر اين عمل وادار نمود كه مردم را بگوساله پرستى گمراه گردانيدى سامرى در پاسخ گفت من يك اندازهاى از دين تو گرفتم و آن را انداختم و به آن متمسّك نگرديدم ، و اينكه از لفظ موسى تعبير بغائب نموده و گفته ( گرفتم قبضهاى از اثر رسول ) اين نظير قول كسى است كه در مقابل اميرى بوى خطاب مىكند و ميگويد ( ما قول الامير فى كذا ) قول امير در فلان مطلب چگونه است ، و اطلاق رسول بر موسى ( ع ) با اينكه كافر بوده نوعى از تهكّم است و اين نظير قوله تعالى است در حكاية از كفار
( يا أَيُّهَا الَّذِي نُزِّلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ إِنَّكَ لَمَجْنُونٌ )
. ( پايان ) و بنا اين توجيه عمل سامرى كه گوساله را بصدا آورده صناعت او بوده نه اينكه چنانچه گفتهاند در اثر خاك قدم ماديان جبرئيل بوده ، و توجيهات ديگر نيز از مفسرين نقل شده لكن چون نصّ معتبرى كه بشود بر آن اعتماد نمود بر اعتبار هيچ يك از آنها نيست زيرا كه بعض اخبارى كه در اين موضوع رسيده ظاهرا از احاديث صحيح و معتبر نيست اين است كه سكوت در آن و محوّل كردن علم آن را براسخين فى العلم اولى به نظر ميآيد .
قالَ فَاذْهَبْ فَإِنَّ لَكَ فِي الْحَياةِ أَنْ تَقُولَ لا مِساسَ وَ إِنَّ لَكَ مَوْعِداً لَنْ تُخْلَفَهُ
مفسرين گفتهاند و از حضرت صادق عليه السّلام نيز روايت شده و در مجمع البيان مسطور است كه موسى اراده كرد وى را اعدام نمايد وحى به او رسيد كه او را مكش زيرا كه او متصف بصفت سخاوت است يعنى نفعش بمردم ميرسد ، و از اينجا ظاهر ميگردد سرّ قوله تعالى
وَ أَمَّا ما يَنْفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فِي الْأَرْضِ
يعنى كسى كه