تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١

توضيح آيات

قالُوا ما أَخْلَفْنا مَوْعِدَكَ بِمَلْكِنا وَ لكِنَّا حُمِّلْنا أَوْزاراً مِنْ زِينَةِ الْقَوْمِ فَقَذَفْناها فَكَذلِكَ أَلْقَى السَّامِرِيُّ فَأَخْرَجَ لَهُمْ عِجْلًا جَسَداً لَهُ خُوارٌ
( بملكنا ) سه طور قرائت شده : جماعتى از قراء ( ابن كثير و ابو عمرو و ابن عامر ( بملكنا ) بكسر ميم خوانده‌اند و نافع و عاصم بفتح ميم قرائت نموده‌اند و كسايى بضم ميم خوانده . ( ابو الفتوح رازى ) در جواب اعتراض موسى كه بقومش گفت چرا عهد مرا شكستيد و گوساله پرست گرديديد آنها كه گوساله نپرستيده بودند در مقام عذرخواهى برآمدند كه ما به اختيار خود چنين عملى ننموديم بلكه بار گرانى از زينت فرعونيان حمل بر ما شده بود و ما آن را انداختيم در آتش كه آب شود سامرى هم آنچه با او بود انداخت در آتش . گويند هارون ببنى اسرائيل حكم كرده بود كه آنچه از زر و زيور از قبطيان عاريه گرفته‌ايد به دريا بريزيد آنها ريختند سامرى نيز از روى مكر آنچه از زر و طلا آلات داشت به دريا انداخت سپس تمام آنها را بيرون آورد و چون زرگرى ميدانست در مدّت سه روز گوساله‌اى از طلا و جواهرات ساخت و خاكى كه از زير قدم اسب جبرئيل برداشته بود در شكم او ريخت آن گوساله كه از طلا ساخته بود فورا بصدا آمد و چون موسى ( ع ) اول بقوم سى روز وعده داده بود كه از كوه طور برگردد پس از آنكه بفرمان حق تعالى ده روز اضافه كرد قوم گفتند موسى نيامد سامرى آنان را اغواء نمود كه اين صداى خدا است كه از گوساله ميشنويد . از مجاهد نقل ميكنند كه گفته سامرى آن گوساله را طورى ساخته و در آن صنعتى نموده بود كه از زير او باد در شكمش ميرفت و از مخرق گلوى وى بادى كه در شكمش ميرفت صدا ميكرد مثل گاو و چون نى و مزمار از گلوى وى