تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦
معاندين صبر نما و چون ميدانى كه تو را فراموش ننموده در عبادت او صبر نما .
هَلْ تَعْلَمُ لَهُ سَمِيًّا
آيا ميدانى كه براى خدا هم نامى باشد ، ظاهرا مقصود از اسم در اينجا مسمّى است و ( هل ) استفهام در مقام انكار آمده و مقصود چنين مىشود كه چون تو ميدانى براى پروردگار جهان و جهانيان همتايى كه در الوهيت و ربوبيت با او شريك باشد نيست يعنى او منفرد در ربوبيت است در عبادت و صبر در آن استقامت نما . بقول بعضى آيا ميدانى كسى را غير از پروردگار آسمانها و زمين ( إله ) و ( اللَّه ) ناميده شده باشد و اين از غيرت الوهيت و صمديت او است كه اين اسامى را از تصرّف مشركين نگاه داشته كه چنين نامى ببتهاى خود نگذارند .
وَ يَقُولُ الْإِنْسانُ أَ إِذا ما مِتُّ لَسَوْفَ أُخْرَجُ حَيًّا ، أَ وَ لا يَذْكُرُ الْإِنْسانُ أَنَّا خَلَقْناهُ مِنْ قَبْلُ وَ لَمْ يَكُ شَيْئاً
يكى از اعتراضات كفار برسول اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلّم امر معاد و زنده شدن در قيامت پس از خاك گرديدن و منتفى گرديدن بدن بود و چون آنان انسان را عبارت از همين بدن محسوس تصوّر مينمودند و غافل بودند از روح و حقيقت انسانى اين بود كه زنده شدن در سراى ديگر بسيار در نظر آنها بعيد مينمود و تصوّر امكان آن را نميكردند تا آنكه تصديق و اعتراف بوقوع آن نمايند ، و شايد مقصود از ( الف و لام ) در ( الانسان ) جنس باشد زيرا اين حرف در ميان كفار دائر بود ، و مىشود عهد باشد كه مقصود شخص معين يا اشخاصى چنين گفته باشند و آيه در مقام ردّ آنها برآمده . اين است كه براى رفع استبعاد آنها تذكر ميدهد كه بايستى انسان عقل خود را به كار اندازد و از معلوم مجهول را بدست آورد و به ياد آورد كه قبلا هيچ نبوده و ما وى را از نيستى بهستى آورده‌ايم .