مقرّبين هر يك به قدر طاقت خود بچه آفات و بليّاتى مبتلا ميگرديدند و شايد يكى از اسرارش اين باشد كه فشرده گردند و مانند طلاى ناب جوهر پاك روحشان بكلّى از قذارات طبيعت خالص گردد تا لايق مقام قدس الهى گردند .
فَناداها مِنْ تَحْتِها أَلَّا تَحْزَنِي قَدْ جَعَلَ رَبُّكِ تَحْتَكِ سَرِيًّا ، وَ هُزِّي إِلَيْكِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ تُساقِطْ عَلَيْكِ رُطَباً جَنِيًّا
( سرّى ) نهر آب را گويند ( هزّ ) حركت شديد .
آيه عطف به آيه بالا است وقتى مريم خيلى مضطرب گرديد الطاف الهى شامل حال او گرديد و از زير قدم او بوى نداء رسيد كه اى مريم محزون مباش كه پروردگار تو از زير پاى تو آب خوشگوارى جريان داده و تنه درخت خرما كه در آن محلّ بود حركت بده براى تو خرماى تازه ريزش مىكند .
در اينكه آيا نداء كننده بمريم ( ع ) چه كس بوده بقولى همان روحى بود كه بمريم عليه السّلام روح دميد و همان روح بامر خدا مانند قابلهاى مواظب حال او بود تا وضع حمل نمود و او را بالطاف الهى دلخوش گردانيد ، و بقول ديگر حضرت عيسى بوده كه بمادرش نويد داد كه محزون نباشد .
و از آيه چنين برميآيد كه آن وقت در آنجا چشمه آب نبود يا اگر بوده خشكيده شده بود و درخت نيز خرما نداشته و خشك بوده و اينها از كرامت مريم بشمار ميرود .
فَكُلِي وَ اشْرَبِي وَ قَرِّي عَيْناً فَإِمَّا تَرَيِنَّ مِنَ الْبَشَرِ أَحَداً فَقُولِي إِنِّي نَذَرْتُ لِلرَّحْمنِ صَوْماً فَلَنْ أُكَلِّمَ الْيَوْمَ إِنْسِيًّا
اصل ( ترين ) ترائين بوده همزه حذف شده ، و ( يا ) در آن ضمير مؤنث مخاطب است . و ظاهرا چون مريم ( ع ) خيلى محزون و متفكّر بود كه جواب كسان خود كه او را سرزنش مينمايند و شايد در مقام اذيّت او نيز برآيند كه چگونه يك دختر باكره كه او از خانواده نبوّت و شرافت است و نيز متنسّك و معتكف در بيت المقدّس بوده و همه وقت مشغول عبادت و خدمتگذار خانه خدا