ما كانَ أَبُوكِ امْرَأَ سَوْءٍ وَ ما كانَتْ أُمُّكِ بَغِيًّا
قوم مريم در مقام سرزنش به او گفتند چه شد كه تو چنين عمل خلاف عفّت را از خود نشان دادى در صورتى كه پدر تو مرد بدى نبود و مادر تو نيز طغيانكار و بر عمل خطاء نميرفت چه شد كه تو چنين كردى و گويا در مقام تعرض ميخواستند بمريم ( ع ) بگويند كه تو لكّه ننگى بين كسان و اقوام خود گذاردى و زنا نمودى .
فَأَشارَتْ إِلَيْهِ قالُوا كَيْفَ نُكَلِّمُ مَنْ كانَ فِي الْمَهْدِ صَبِيًّا
( فا ) عطف به آيه بالا است ، وقتى طائفه مريم با او بناى اعتراض را گذاردند مريم ( ع ) بامر خدا بعيسى عليه السّلام اشاره نمود كه از او سؤال كنيد آنها شايد گمان كردند كه مريم به آنها استهزاء مىكند اين بود كه از روى تعجّب گفتند چگونه با طفلى كه در گهواره است حرف بزنيم ، شايد مقصود از گهواره دامن مريم مراد بوده كه بمنزله گهواره عيسى در آن وقت بشمار ميرفته .
قالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتانِيَ الْكِتابَ وَ جَعَلَنِي نَبِيًّا
در آن وقت به حكم ايزد متعال عيسى ( ع ) به زبان آمد و اول بندگى و عبوديت خود را اظهار نمود ، اشاره ببطلان سخن كسانى كه در باره او ربوبيّت قائل ميگردند پس از آن در چند چيز شرافت و مقام خود را تذكر ميدهد .
اول - مقام نبوّت و رسالت و ايتاء كتاب آسمانى كه شايد مقصود انجيل بوده دوم -
وَ جَعَلَنِي مُبارَكاً أَيْنَ ما كُنْتُ
( و جعلنى ) عطف داده شده به ( و جعلنى ) اول ، يعنى و قرارداد مرا مبارك يعنى با بركت ( اينما كنت ) هر كجا كه باشم و وجود مرا سبب خير و بركت و تعليم كننده افعال خير و هدايت و سبب رستگارى خلق گردانيد .
سوم -
وَ أَوْصانِي بِالصَّلاةِ وَ الزَّكاةِ ما دُمْتُ حَيًّا
به ( واو ) آيه را عطف به آيه جلو داده كه من چون بنده و عبد حق تعالى هستم و وظيفه عبد بندگى است اين است كه به من توصيه شده مادامى كه زنده هستم در