و اين امرى است كه در ازل در قضاى الهى ثبت شده و گذشته .
اين آيات دلالت دارد بر اينكه جايز است بر غير انبياء اظهار معجزه زيرا معلوم است كه مريم پيمبر نبوده و با اين حال ملك بر او نازل گرديد و او را به فرزند بشارت داد و بدون تماس با بشرى اولاد پيدا نمود و اين از بزرگترين معجزات بشمار ميرود پس چگونه توان گفت بر غير نبىّ اظهار معجزه جايز نيست .
( مجمع البيان )
فَحَمَلَتْهُ فَانْتَبَذَتْ بِهِ مَكاناً قَصِيًّا
مريم ( ع ) بعيسى ( ع ) آبستن شد ، از ابن عباس روايت ميكنند كه جبرئيل به دو انگشت بالاى آستين پيراهن مريم را گرفت و در آن نفخهاى دميد در همان حال مريم آبستن شد و در خود اثر حمل يافت .
و از امام محمد باقر عليه السّلام چنين نقل شده كه جبرئيل گريبان پيراهن مريم را گرفت و در آن نفخهاى دميد در همان ساعت ولد در رحم او به حد كمال رسيد و مثل بچه نه ماهه در شكم مادر گرديد و در شرف وضع حمل رسيد خاله او وقتى او را به اين حال ديد مضطرب و پريشان گرديد مريم از شرم و خجالت و براى دفع ضرر تهمت از خانه زكريّا بيرون رفت و در جايى پنهان گرديد .
فَأَجاءَهَا الْمَخاضُ إِلى جِذْعِ النَّخْلَةِ قالَتْ يا لَيْتَنِي مِتُّ قَبْلَ هذا وَ كُنْتُ نَسْياً مَنْسِيًّا
وقتى مريم ( ع ) از كسان خود فرار نمود و در مكان دورى متوارى گرديد شدّت درد زائيدن او را گرفت مريم ( ع ) بسيار مضطرب و پريشان حال گرديد زيرا از يك طرف تنهايى و از طرف ديگر درد مخاض و از طرف ديگر كه بسيار براى مريم صدّيقه ناگوار بوده با پاكدامنى متّهم بزنا گردد چگونه ميتوانست بمردم بگويد كه جبرئيل مرا آبستن نموده اين بود كه در آن وقت آرزو نمود كه اى كاش مرده بودم و چنين روزى را نديده بودم .
آرى تا انسان جام بلا ننوشد بلذّت وصال خورسند نگردد ببين اولياء و