بقولى وقتى مريم ( ع ) حايض ميشد از مسجد بيرون ميآمد و در خانه خالهاش كه زن زكريّا عليه السّلام بود ميماند تا وقتى كه پاك ميشد پس از غسل برميگشت به مسجد وقتى در خانه خالهاش رفت بگوشه آفتاب و غسل كرد و لباس پوشيد پس از غسل جبرئيل به صورت جوان امردى بر او داخل گرديد اين بود كه مريم گفت از شرّ تو به خدا پناه ميبرم اگر تو متّقى و پرهيزگار باشى از نزد من بيرون رو .
سؤال - چگونه پناه گرفتن به خدا را مشروط ميگرداند بتقوى در صورتى كه آدم متّقى پيرامون عمل ناروا نميگردد و محتاج بپناه گرفتن از شرّ او به خدا نيست .
پاسخ - انسان با تقوى از پناه گرفتن به خدا از عمل زشت دست برميدارد زيرا كه از سخط و غضب خدا ميترسد و اين مثل اين است كه مىگويى اگر مؤمنى به من ستم نميكنى و در معنى مىگويى اگر مؤمنى ايمان تو باز ميدارد تو را از ستم نمودن .
و از على عليه السّلام روايت شده كه فرموده مريم ( ع ) ميدانست تقوى متّقى را از معصيت باز ميدارد ، وقتى كه جبرئيل اين سخن را از مريم شنيد گفت :
قالَ إِنَّما أَنَا رَسُولُ رَبِّكِ لِأَهَبَ لَكِ غُلاماً زَكِيًّا
جبرئيل يا روحى كه بر او وارد شده بود گفت من فرستاده پروردگار توام براى اينكه به تو پسر طاهر پاكيزهاى ببخشم ، مريم گفت چگونه ممكن است براى من پسرى باشد و حال آنكه من نه با بشرى ازدواج كردهام و نه اهل فسق و فجور بودهام و عادة محالست كه بدون يكى از اين دو جهت فرزندى پديد گردد ملك وحى در جواب مريم ميگويد :
قالَ كَذلِكِ قالَ رَبُّكِ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ وَ لِنَجْعَلَهُ آيَةً لِلنَّاسِ وَ رَحْمَةً مِنَّا وَ كانَ أَمْراً مَقْضِيًّا
ملك گفت پروردگار تو گفته كه اين چنين كارى براى من آسان است و ما پسر تو را آيت و نشانه قدرت قرار ميدهيم و آن رحمتى است از طرف ما