نموده : توحيد ، نبوّت ، معاد .
توحيد قوله تعالى
أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ
نبوّت بدلالت قوله تعالى
قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحى إِلَيَّ
و معاد قوله تعالى
فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صالِحاً
( تفسير الميزان ) بعضى گفتهاند اين آيه جواب گفتار كفار است كه از روى طعن و استهزاء ميگفتند ( ما لهذا الرسول يأكل الطعام و يمشى فى الاسواق ) اين چه رسولى است كه مثل ما غذا مىخورد و در بازارها راه ميرود ، اين بود كه خداى تعالى بپيمبرش خطاب مينمايد كه به اينها بگو من نيز بشرى هستم مثل شما كه در تمام لوازم بشريّت مانند باقى افراد ميباشم و امتياز من از شما به همين است كه من از طريق وحى عالم گرديدم كه إله شما و تمام موجودات يكى است و در الوهيّت و حقيقت واحد است و شريك و نظير و مثل و مانندى ندارد بذات بىزوال خود مىآفريند و به اراده سرمدى و ازلى خود ممكنات را از نيستى بهستى و از عدم بوجود آورده و بغناى ذاتى صمدانيت خود همه را روزى ميدهد و بقدرى كه حكمت الهيش اقتضاء نموده موجودات را نگاه ميدارد حيات و ممات هر دو بدست قدرت او است
خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَياةَ لِيَبْلُوَكُمْ
او هم علّت موجده اشياء است و هم علت مبقيه موجودات است در نظام آفرينش اراده احدى مدخليت ندارد .
وحى و الهام در حقيقت و معنى يكى است هر دو القاء معنى بقلب است و ظاهرا فرق بين آن دو اينست كه رسول ملك وحى را به چشم مىبيند و صداى او را مىشنود و در الهام چنين نيست اين است كه وحى را برسول اختصاص دادهاند و اولياء را بالهام فقط و رسول هم داراى الهام است و هم متخصص بوحى و نيز رسول مأمور بابلاغ است و ولىّ مأمور نيست .
فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صالِحاً وَ لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً
آيه راه اميدى بر مؤمنين باز مىكند ، كسى كه آرزوى لقاء رحمت الهى را در دل مىپروراند بايستى در دو عمل جدّيت بسيار نمايد يكى در عمل صالح