عوالم سيرش بايستى طورى استكمال يابد كه تا به آخرين درجه كمالش برسد و جاى بروز و ظهور آن را عالم قيامت و معاد نامند و در هر مرتبهاى از مراتب اگر ناقص ماند آن نقص در او باقى خواهد ماند و ديگر علاج پذير نخواهد گرديد .
در مجمع البيان از حسن نقل مىكند كه آيه بالا
( رَبَّنا أَخْرِجْنا
الخ ) آخر كلامى است كه اهل آتش به آن سخن گويند پس از آن شهيقى ميكشند مثل شهيق خر
قالَ اخْسَؤُا فِيها وَ لا تُكَلِّمُونِ
اهل لغت گفتهاند اين كلمه را در جايى آرند كه خواهند سگى را بطور خوارى دور كنند اين است كه بطور اهانت باهل جهنّم گويند دور شويد دور شدن سگ و سخن نگوئيد .
اين آيه اشاره بمنتهاى بعد و دورى كفار و مشركين است از حق تعالى و ذلّت و اهانت آنان را مىرساند .
و بقولى معنى آيه چنين مىشود به آنان گويند سخن مگوييد كه سخن شما مسموع نيست و عذاب از شما مرفوع و مدفوع نخواهد گرديد .
إِنَّهُ كانَ فَرِيقٌ مِنْ عِبادِي يَقُولُونَ رَبَّنا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنا وَ ارْحَمْنا وَ أَنْتَ خَيْرُ الرَّاحِمِينَ
بضمير شأن ( انّه ) و ياء متكلّم ( عبادى ) نسبت بندگان را به خود داده اشاره بجلالت و عظمت كسانى است از انبياء و مؤمنين كه آن بزرگواران وقتى ميگفتند اى پروردگار ما را بيامرز و بما رحم كن زيرا كه تو بهترين رحم - كنندهگانى .
فَاتَّخَذْتُمُوهُمْ سِخْرِيًّا
اى جماعت كفار شما آنها را باستهزاء و سخريه گرفتيد ، و بقولى شما آنها را بكراهت ببندگى خود وادار نموديد و بدون مزد و اجرت به كارهاى خود مشغول گردانيديد ، و بقول ديگر كافرين چنين بودند كه وقتى مؤمنين را استهزاء و سخريّه مينمودند با هم ميگفتند نظر كنيد چگونه اينان بطمع ثواب آخرت