( توضيح آيات )
أَ لَمْ تَكُنْ آياتِي تُتْلى عَلَيْكُمْ فَكُنْتُمْ بِها تُكَذِّبُونَ
همزه ( ا لم ) استفهام و در مقام سرزنش اهل جهنم بر آمده كه وقتى آنان را برو در آتش اندازند و شدت عذاب آنها را مضطر و بيچاره نمود و بفغان آمدند از طرف حق تعالى خطاب سخط آميز ميرسد آيا شما چنين نبوديد كه هر گاه آيات ما ( قرآن ) بر شما خوانده ميشد شما انكار و تكذيب مينموديد .
قالُوا رَبَّنا غَلَبَتْ عَلَيْنا شِقْوَتُنا وَ كُنَّا قَوْماً ضالِّينَ
( شقوتنا ) دو طور قرائت شده : كوفيان غير از عاصم ( شقاوتنا ) بفتح شين و الف قرائت نمودهاند و باقى قراء بكسر شين ( شقوتنا ) قرائت كردهاند اهل دوزخ بگناه خود اقرار مينمايند و گويند اى پروردگار و مربّى ما شقاوت و بدبختى بر ما غالب گرديد و ما را بچنين روز سياه كشانيد .
ضررى كه نتيجه عمل بد و در آخر كار كسى را ميگيرد آن را شقاوت گويند و آن عملى كه سر انجام آن منفعتى عايد گردد آن را سعادت نامند .
خلاصه اهل جهنّم گويند ما بدست خود شقاوت و بدبختى و سوء عاقبت را بر خود فراهم نموديم و از طريق حق تعالى و دار كرامت او اعراض نموده و خود را بىبهره گردانيديم و چون بيراهه رفتيم عاقبت ما بدوزخ كشيده شد .
رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْها فَإِنْ عُدْنا فَإِنَّا
اين آيه بيان مىكند كه آخر سخنى كه آن سيه بختان و بيخردان گويند تمنّاى بازگشت به دنيا است به گمان اينكه ممكن است ثانيا به دنيا بر گردند و تدارك ما فات نموده خود را بسعادت برسانند ديگر نميدانند كه باز گشت به دنيا محال است زيرا استعدادى كه مبدء متعال در جبله آنان گذارده بود كه به آن ميتوانستند خود را بسعادت و خوشى دائمى برسانند بمخالفت و نفس پرستى از دست دادهاند ، در جاى ديگر فرموده
( وَ لَوْ رُدُّوا لَعادُوا لِما نُهُوا عَنْهُ )
اگر چه نظر