مقصود در اينجا اين قبيل از مشركينند .
چهارم شرك در مقام عبادت و آن دو قسم است جلى و خفى : قسم اول كه جلى باشد مثل بت پرستها كه در مقام عبادت توجّه به بتها مىنمودند .
و قسم دوم كه خفى باشد مصداق كامل آن رياء و سمعه در عبادت و نمايش دادن به ديگران است و دائره اين قسم از شرك كه آن را شرك خفى نامند خيلى وسيع است و اينجا جاى بحث در آن نيست و مؤمن كاملى كه به تمام معنى موحّد بشمار رود آن كسى خواهد بود كه از تمام اقسام شرك جلى و خفى منزه و مبراء باشد .
وَ الَّذِينَ يُؤْتُونَ ما آتَوْا وَ قُلُوبُهُمْ وَجِلَةٌ
4 و 5 - اهل خير و سعادت كسانى خواهند بود كه آنچه خداى تعالى از نعمتها به آنان داده بمستحقين عطاء مينمايند و بخل نميورزند
( وَ قُلُوبُهُمْ وَجِلَةٌ )
( واو ) حاليه است يعنى بخشش ميكنند در حالى كه قلبهاى آنان ترسانست ، بروايتى از صادق آل محمد صلّى اللَّه عليه و آله و سلم است يعنى ميترسند كه از آنها قبول نشود و بروايت ديگر فرموده ميدهند در حالى كه هم ميترسند كه قبول نشود و هم اميدوار در قبولى آن ميباشند آرى يكى از اوصاف مؤمن كامل همين است كه هميشه بين خوف و رجاء مىباشد چنانچه در حديث دارد خوف و رجاء در مؤمن مانند دو طرف ميزان مساوى يكدگرند هيچ يك بر ديگرى زيادتى ندارد .
أَنَّهُمْ إِلى رَبِّهِمْ راجِعُونَ
گويند يك جمله جار و مجرور در آيه محذوف است و در معنى ( لايقانهم انهم الى ربهم راجعون ) .
و بنا بر اين معنى آيه چنين مىشود چنين مردمان كه آنچه به آنان عطاء شده با خوف عدم قبول انفاق مينمايند براى اينكه يقين دارند كه بسوى پروردگارشان بازگشت كنندگانند ، خبر تمام اين آيات آيه بعد است .
أُولئِكَ يُسارِعُونَ فِي الْخَيْراتِ وَ هُمْ لَها سابِقُونَ
( إِنَّ الَّذِينَ هُمْ مِنْ خَشْيَةِ رَبِّهِمْ )
در آيه بالا بمنزله مبتداء و ( اولئك ) بمنزله