تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 454

مساهمون:

ص٤٥٤
نمود و آنچه واقع است بگو ، زن با خود فكر كرد كه اگر راست بگويم خداوند گناه گذشته مرا عفو خواهد نمود زن گفت ( لا و اللَّه ) قسم به خدا چنين نيست و تو مبرّايى دروغ ميگويند قارون مرا خواسته و دو هميان زر به من داده كه من تو را متّهم نمايم و من با رو سياهى چگونه توانم پيمبر خدا را متهم كنم و اينك دو هميان زر با مهر قارون نزد من است و قارون به پول خواسته مرا فريب دهد و من چنين نميكنم . موسى ( ع ) پس از اين واقعه صورت بر زمين گذارد و گفت خدايا اگر من رسول تو مىباشم براى من قارون را غضب كن ، جبرئيل ( ع ) آمد و گفت خدا فرموده زمين را در اختيار تو گذارديم هر طورى كه ميخواهى امر نما ، موسى عليه السّلام ببنى اسرائيل گفت بدانيد كه خداى تعالى مرا بقارون فرستاده همان طورى كه بفرعون فرستاده ، فرعون طغيان كرد خدا وى را هلاك نمود ، هر كس خواهد با من باشد از او دور شود همه از او بريدند مگر دو نفر . موسى عليه السّلام گفت ( يا ارض خذيهم ) اى زمين قارون را بگير ، قارون با آن دو نفر تا زانو به زمين فرو رفتند ، در مرتبه دوم باز گفت اى زمين آنان را بگير تا بكمر به زمين فرو رفتند ، و چون حضرت موسى بسيار خشمگين بود آنچه آنها تضرّع و التماس نمودند فائده نبخشيد ، تا بامر سوم تمامشان به زمين فرو رفتند ، بروايتى هفتاد مرتبه قارون از موسى ( ع ) طلب نجات نمود فائده نبخشيد خداى تعالى بموسى وحى نمود كه قارون از تو هفتاد مرتبه نجات طلبيد از وى نپذيرفتى ، بعزّت و جلال خودم اگر يك مرتبه از من طلب نموده بود او را نجات ميدادم . گويند پس از آنكه قارون و تابعين او به زمين فرو رفتند بعضى از جهّال گفتند موسى قارون را به زمين فرو برد كه مال او را بگيرد اين بود كه موسى به زمين امر نمود كه خانه و دارايى او را فرو برد . ( ابو الفتوح رازى )