تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 452

مساهمون:

ص٤٥٢
قوّت بدنى مثل قوم عاد و ثمود و قوم صالح و فرعون و غير اينها كه قويتر و نيرومندتر از وى بودند با اين حال وقتى طغيان نمودند چگونه در مورد غضب الهى واقع گرديدند و همه آنها به آتش غضب سوختند و هلاك گرديدند .
فَخَسَفْنا بِهِ وَ بِدارِهِ الْأَرْضَ فَما كانَ لَهُ مِنْ فِئَةٍ يَنْصُرُونَهُ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ ما كانَ مِنَ المُنْتَصِرِينَ
وقتى قارون هتّاكى و بىحيايى را از حدّ گذرانيد بامر خدا خودش و مالش به زمين فرو رفتند و هلاك گرديد و از گروهانش كسى نبود كه وى را يارى كند . تذكره نويسان گفته‌اند وقتى موسى ( ع ) از دريا گذر نمود و فرعون و قومش هلاك گرديدند موسى عليه السّلام رياست و ولايت مذبح و قربانى را به هارون داد هر كس ميخواست قربانى كند نزد هارون مىآورد و بفرمان هارون ميكشتند و آتشى ميآمد و قربانى را ميسوزانيد . قارون از اين مطلب برآشفت و گفت اى موسى اين چه قسمتى است كه تو نمودى ، نبوّت براى خود و رياست براى برادرت و مرا از اين دو هيچ نصيبى نيست ، موسى ( ع ) گفت اين حكم به من تعلّق ندارد امر خدا است ، قارون گفت من سخن تو را قبول نميكنم تا نشانه‌اى به من بنمايى . موسى عليه السّلام براى اينكه قارون قبول كند كه اين بامر خدا است رؤساى بنى اسرائيل را جمع نمود و گفت همگى عصاى خود را در اين عبادتخانه بگذاريد قارون و هارون هم عصاى خود را در آنجا انداختند ، موسى گفت صبح بيائيد و هر يك عصاى خود و عصاى هارون را نيز بنگريد تا شرافت هارون بر شما ظاهر گردد ، صبح كه آمدند تمام عصاها به حال خود بود مگر عصاى هارون كه سبز گرديد و برگ و بادام داده بود همه گفتند فضل هارون بر قارون بر ما معلوم بود و معلوم‌تر گرديد . قارون چون اين طور ديد بموسى گفت اين چيزها از سحر تو عجب نيست و برخواست و رفت و از موسى كناره‌گيرى نمود و تابعين او بموسى اذيت مينمودند