هدايت افراد بشر فرستاده شدهاند ، و رسول باطنى يعنى عقل بشرى كه به آن بين خوب و بد و شرّ و خير و زشتى و زيبايى را فرق ميگذارد و حق و باطل را از هم تميز ميدهد ، و اگر كسى را چنين عقل درّاكى در اصل خلقت نباشد كه بتواند حق و باطل را از هم تميز دهد چنين كسى قاصر است نه مقصّر ، و شايد مشمول تكليف نباشد مگر آنكه در هوى پرستى عقل خود را كه رسول باطنى است مشوب بوهم و آلوده بحبّ مال و جاه و عيّاشى گردانيده و چشم حق بين خود را كور نموده كه چنين كسى مقصّر و مورد عذاب و شكنجه الهى خواهد گرديد و پس از ارسال رسول ظاهر ( پيمبران ) و رسول باطن ( عقل ) ديگر راه عذرى براى احدى باقى نميماند و در مورد عذاب واقع خواهد گرديد .
( اعتراض )
البته خدايى كه عالم السرّ و الخفيّات است ميدانسته كه اكثر مردم مگر كمى از آنها مخالفت پيمبران را مينمايند و مخالفت آنها است كه موجب عذاب آنان ميگردد ، بر چنين كسانى اگر رسول نيايد البته گناه آنان كمتر و عذاب آنها سبكتر ميگردد ، پس اگر خداى عالم مهربان پيمبرى نفرستد و آنها راه عذرى پيدا كنند عذاب آنان كمتر ميگردد و اين چه لطفى است كه عذاب شديدى را ايجاب مينمايد .
( پاسخ )
آرى بمخالفت رسول عذاب كفر آنان شديدتر ميگردد ، لكن چون مقصود از خلقت عالم و پيدايش نظام گيتى همان اشخاص مهذّب موحّد ميباشند و تمام موجودات عالم بشرى بطفيل وجود آنها آفريده شدهاند و اصل مقصود از ارسال پيمبران و كتابهاى آسمانى نيز چنين مردمانى بوده كه براى آسايش آن بزرگواران عالم را تعمير نمايند تا آنكه آنها بتوانند امرار حيات كنند و بكمال لايق به خود برسند ، و نسبت به باقى نيز اتمام حجت شده باشد كه قاطع عذرشان گردد اگر چه غرض اصلى اولى همانها ميباشند ، در حديث قدسى است